رویای دیروز ، افسوس فردا
آری از دبی می شود ساعت ها حرف زد و از افسوس ها دو چندان گفت ؛ اما باید عینک ندیدن ها و انکارها را برداشت . عرب های بادیه نشین سالهای نه چندان دور ، امروز یکی از زیباترین شهر های دنیا را ساخته اند و در رویای رسیدن به قله های موفقیت بیشتر در فرداهای نه چندان دور هستند و ما در این سوی آبها همچنان در سودای حکومت دینی و یا دین حکومتی در تلاطمیم .
" برج العرب " نماد امروزین شهر دبی :
در تمامی عرصه ها و معیار های رشد ، دبی در حال رشد بی نظیری هست . سالی بیش از 4 میلیون توریست برای یک شهری با یک و نیم میلیون نفر جمعیت نشان از آن دارد که این شهر با توریسم نفس می کشد و تنوع ملل دبی را به شهر چند ملیتی تبدیل کرده است که در آن می شود یک زندگی چند ملیتی را تجربه کرد .
آری می شود ساعت ها از internet city ، Media Center ، knowledge village ، World Trade Center ها حرف زد . می شود از " امارات مال " ها ، از New Dubai و آسمانخراش های آن سخن گفت و یا از پیست اسکی مصنوعی و مراکز تفریحی و معماری بی نظیر این شهر و یا از تدارک این شهری برای میزبانی المپیک 2016 روایت کرد اما آنچه با دیدن این همه شکوه و زیبایی برای من ماند ، تنها افسوس بود .
آری تنها افتخار ما امروز باید این باشد که حاکم دبی " شیخ محمد بن راشد آل مکتوم " مادری ایرانی داشته و خود در جوانی تحصیلات خود را در دانشکده افسری شیراز گذرانده است . میهمانان دیروز ما ، امروز با داشتن تفکر و شعور و سرمایه ، فرهنگ و هویت و تاریخ برای خود می سازند و به رویاهای دیروز خود رنگ حقیقت می بخشند ما میزبانان دیروز ، چوب حراج به همه آنچه که به ما رسیده است زده ایم و همچنان در حسرت فرداهای بهتر بسر می بریم .
