روزانه نویسی !
تقریبا هفته ای یه بار تصمیم می گیرم که یه مقدار منظم تر بنویسم ، اما نمی دونم چرا نمی شه ! یه موقع هایی باید خودم را کنترل کنم که بیش تر از یه پست در روز ننویسم و یه روزهایی مثل این روزها دستم یه جورایی یخ می زده و اصلا نوشتنم نمی یاد !
این روزها خیلی موضوع تو ذهنم بود که بهشون بپردازم ، اما نمی دونم چرا گرد بی تفاوتی روی همه اونها پاشیدم !
از پنل کمیسیون خارجی مشارکت خواستم صحبت کنم که شرکت کنندگان در آن درباره استراتژی جدید آمریکا در خاور میانه صحبت می کردند و صحبت های دکتر ناصر هادیان را خیلی پسندیدم و متاسفم که جمع بندی همه صاحب نظر ها این بود که با ادامه این روند حمله آمریکا به ایران در طی شش ماه آینده اجتناب ناپذیر است ! فقط یادمه وقتی رفتم تو جلسه حالم کاملا خوب بود و وقتی اومدم بیرون اندوه زیادی را بر روی شانه های حس می کردم ...
از جشنواره مستند های برگزیده می خواستم حرف بزنم که فرصت کردم فقط یک روزش را برم و از بین فیلم هایی که دیدم فیلم " رئیس جمهور میر قنبر " و فیلم " آخرین دیدار با ایران دفتری " کار رخشان بنی اعتماد رو خیلی پسندیدم . یه فیلم هم دیدم که بعدش کارگردانش تلاش داشت به ما نشون بده که در یک فریم از فیلم روح شخصی که در فیلم فوت کرده مشخص هست !!! به خدا راست می گم ، فریم به فریم فیلم را جلو برد و به یک فریم رسید و گفت کارشناسان روح شناس می گن این روح فلانی هست !!
من رو می گی ، دیگه نتونسم جلوی خودم را بگیرم و در حضور " بهمن فرمان آرا " ، " رخشان بنی اعتماد " و " پوری بنایی " - که بعد از سالها به خاطر فیلم خانم بنی اعتماد به آنجا آمده بود - و بقیه تماشاگران عزیز یه حال اساسی به آقای کارگردان دادم... .
فردا دارم می رم قشم ؛ امیدوارم این دفعه دیگه پروازم کنسل نشه !
