« December 2006 | صفحه اصلي | February 2007 »

January 30, 2007

...

IMG_2846025.jpg

این اس ام اس یکی از دوستانم به مناسبت امروز بود :

حسین بیشتر از آب ، تشنه ی لبیک بود اما افسوس که به جای افکارش ، زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی کردند ...

January 28, 2007

دستگیری یک روز برخی از فعالان جنبش زنان

ساعتی قبل شنیدم سه زن فعال حقوق زنان که صبح دیروز بازداشت شده بودند امرور عصر در کمتر از 24 ساعت از زمان بازداشت شان با قید کفالت آزاد شدند . آزادی آنها را بهشون تبریک می گم و خوشحالم که این بازداشت زمان زیادی به طول نکشید ...

.......

دیشب شنیدم که گویا سه نفر از فعالان جنبش زنان خانم ها طلعت تقی نیا ، منصوره شجاعی و فرناز سیفی هنگام خروج از کشور دستگیر شدند . عمیقا از این خبر متاسف شدم و امیدوارم که هرچه زود تر شرایط آزادی آنان فراهم شود ...

اخبار تکمیلی را از اینجا بخوانید .

January 27, 2007

من و آرمانهای انقلاب

همیشه وقتی در اوج ناراحتی و نگرانی هم باشی موضوعی پیش می آید که بهش بخندی !

امروز عصر یکی از دوستان من که توی صدا و سیما هم دستی داره بهم زنگ زد و ازم دعوت کرد برای شرکت در یک میزگرد برم صدا و سیما !! وقتی موضوع رو ازش پرسیدم گفت : شبکه 2 قراره یه میزگردی برگزار کنه درباره " نقد آرمانهای انقلاب " و از من خواست که در این میزگرد شرکت کنم !
من رو می گی ، چند دقیقه ای فقط خندیدم ! آخه فکرش رو بکنید من و آرمانهای انقلاب و صدا و سیما ی ایران . اینها چه ربطی به هم دارند من که نفهمیدم .
فکر کنید اگه من می رفتم توی این میز گرد شرکت می کردم ، احتمالا یا 99.9% حرف های من سانسور می شد و یا اگه تهیه کننده می خواست ژست روشنفکری در بیاره و فقط چند درصد حرف های من رو می گذاشت باشه باید با هم می رفتیم آب خنک !

بهش گفتم که من حاضرم فقط به یک شرط در چنین میزگردی شرکت کنم و اون هم اینه که اون برنامه حتما زنده باشه و من در برنامه زنده حاضرم حسابی همه آرمانهای انقلاب را مورد لطف قرار بدم !

January 26, 2007

همايش شيرخوارگان حسيني و فلسفه ی عاشورا

آیا عزاداری های محرم نشان از دین داری جامعه ی ایران است ؟
آیا در این سالها ، جامعه ما به موازات رشد تکایا و هیات های و مذهبی در زمینه دین داری نیز رشد کرده است ؟
آیا آمار دقیقی از هزینه هایی که در این روز ها و شب ها در این هیئت ها می شود وجود دارد ؟
آیا جامعه ایران اصولا جامعه دین داری است ؟
آیا عزاداری ها و برگزاری هیئت ها فقط برای ایجاد محفلی برای تفکر درباره فلسفه عاشورا است ؟

...

به این تصاویر نگاه کنید :

همايش شيرخوارگان حسيني :

30_8511060234_L600.jpg


5_8511060234_L600.jpg


21_8511060234_L600.jpg>


29_8511060234_L600.jpg

بقیه عکس ها را از اینجا ببینید .

من نمی دانم که به کجا می رویم ؟ آیا این کودکان بعد از درک چرایی عاشورا به این شکل می گریند ؟ من نمی دانم کجای دین چنین ظلمی بزرگ به کودکان را نشانه دین داری می داند .با چه منطقی و چه حسی این چنین کودکان خود را به چنین رفتار هایی وا می داریم ؟ آیا این مادران همگی به فلسفه عاشورا پی برد اند ؟ آیا اینها همگی زینب وار در پی روشنگری و بیان حقیقت هستند ؟ مهمتر از همه آیا این کودکان همگی در آینده افراد دین دار جامعه ما خواهند بود ؟ آیا این رفتارها را هم حکومت به ما تحمیل کرده است ؟

من به شدت احساس خطر می کنم .

با اینکه می دانم که مراسم عزاداری ایام محرم ریشه ای تاریخی دارد ، اما آنچه که در این سالها شاهد آن هستم این است که خرافه پرستی در برگزاری مراسم عزاداری محرم رشد چشمگیری داشته است . همه ما این شب ها شاهد عزاداری ها هستیم . واقعا چه تعدادی از این عزاداران در پی تلاش برای تزکیه نفس خود هستند . من نمی دانم چه درصدی از آنهایی که در این شب ها این چنین به سر و سینه خود می زنند از روی آگاهی این کار را می کنند و چه درصدی نیز از روی نادانی ، اما متاسفم که آنچه را در خیابان های شهرمان می بینم تلاش برای رسیدن به همه نوع هدف دنیایی است الا دین داری !

معتقدم مراسم عزاداری محرم آئینه تمام نمایی از فرهنگ جاری در توده مردم ما هست . متاسفم بگویم که توجه به ظواهر مذهبی و دین عامه گرایانه در طی سالیان اخیر در جامعه ما به شدت رشد پیدا کرده است . آیین هایی که ریشه تاریخی در جامعه ما داشته و از مهمترین نماد های خرده فرهنگ های سرزمین کهن ما بوده است ، در این سالها به محفلی برای تبلیغ تفکرات عام گرایانه و برداشتی به شدت ظاهری از دین شده است .
باید این حقیقت را هم گفت که نقش حاکمیت در این میان تشویق این گونه عزاداری بوده است ...
وقتی در این شبها بر حسب اتفاق نگاه و نظری به این دسته ها و هیئت ها و آدمهای پیرامونی آنها که نقش بسیار مهمی در این دسته ها دارند می اندازم ، آنچه که را می بینم همه چیز است جز تلاشی برای پی بردن به چرایی عاشورا، به چرایی این قیام و تلاش برای درک معنای " هل من ناصرا ینصرنی " و ... است .

آنچه که از رسانه ها هم تبلیغ می شود تنها شیون و گریبان دریدن و توصیفات شرک آمیز است و دریغ از حتی یک مبحث اندیشمندانه برای روشنگری . شاید تنها نمونه موجود در این باره " روز واقعه " ی بهرام بیضایی باشد که تلاش دارد عاشورا را به گونه ای دیگر ببیند .

من نمی دانم که این حس من چقدر به حقیقت نزدیک است اما این را حس می کنم که تا هنگامی که این عوام پرستی و عوام گرایی در توده مردم ما جریان دارد ، آنچه که بر ما می رود عین عدالت است

همايش شيرخوارگان حسيني به مناسبت عاشورای حسینی در تهران برگزار شد .

پ . ن . : کامنتی که همشیره عزیز از بلاد هندوستان برای این یاداشت گذاشته حاوی نکات مهمی بود که بد ندیدم اینجا به عنوان پی نوشت کامنت اون رو بیارم :

بدبختی ما یه جای دیگه هم هست ؛ من اینجا ( هند ) دیده ام که مردم بسیار بیشتر از مردم ما خرافاتی هستند اما دولت مردان اینجوری نیستند ، برنامه ریزان کشور درست فکر می کنند؛ همینه که هند با این همه خرافه و آیین و ... ، باز خیلی به جلو می ره ....

بزن این زخمه

بزن آن پرده ، اگر چند تو را سیم
از این ساز گسسته
بزن این زخمه ، اگر چند در این کاسه ی تنبور
نمانده‌ست صدایی ...

بزن این زخمه
بر آن سنگ
بر آن چوب
بر آن عشق
که شاید
بردم راه به جایی ...

نغمه سر کن که جهان
تشنه ی آواز تو بینم
چشمم آن روز مبیناد
که خاموش
درین ساز تو بینم ...

نغمه ی توست ، بزن
آنچه که ما زنده بدانیم
اگر این پرده برافتد
من و تو نیز نمانیم .
اگر چند بمانیم و
بگوییم همانیم . . .

شعر : شفیعی کدکنی

January 22, 2007

پیشنهاد گوجه ای ...

در خبر ها شنیدم دیروز هنگامی که آقای احمدی‌نژاد به مجلس رفته بود تا لایحه‌ی بودجه را تقدیم کند. تعدادی از نمایندگان فریاد زدند: گوجه فرنگی کیلویی سه هزار تومان است . رئیس‌جمهور گفت : بیایید از میدان تره‌بار نزدیک منزل ما بخرید؛ کیلویی 1200 تومان است .

دوستی می گفت امروز خودش را به محله ایشان رسانده تا از همان گوجه‌ها بخرد . میدان تره‌بار خیلی شلوغ بوده . قیمت گوجه را پرسیده است . فروشنده گفته : دو هزار تومان . دوست من گفته است : آقای احمدی‌نژاد که گفته بودند 1200 تومان است . فروشنده لبخندی زده و گفته : تازه گوجه‌ی بهتری هم دارم که کیلویی سه هزار تومان است ؛ اما چون رئیس‌جمهور را خوب می‌شناسم ، به خانواده‌اش 1200 تومان می‌فروشم تا برایم تبلیغ کند!

با هماهنگی های انجام شده با " اسمال آقا " میوه فروش محترم محله و برای تبلیغ محله مان ، پیشنهاد می کنم زین پس گوجه فرنگی تون رو به قیمت کیلویی 1100 تومان از محله ما بخرید ؛ کلی کارت اینترنت و تلفن هم در کنار میوه ها و سبزی ها داره و تازه گی ها سیم کارت ایرنسل را هم می فروشه !

بدویید که غفلت موجب پشیمونی هست ! یک کیلو گوجه فرنگی بخرید ، سیم کارت ایرانسل جایزه ببرید .


January 20, 2007

روزانه نویسی !

تقریبا هفته ای یه بار تصمیم می گیرم که یه مقدار منظم تر بنویسم ، اما نمی دونم چرا نمی شه ! یه موقع هایی باید خودم را کنترل کنم که بیش تر از یه پست در روز ننویسم و یه روزهایی مثل این روزها دستم یه جورایی یخ می زده و اصلا نوشتنم نمی یاد !

این روزها خیلی موضوع تو ذهنم بود که بهشون بپردازم ، اما نمی دونم چرا گرد بی تفاوتی روی همه اونها پاشیدم !
از پنل کمیسیون خارجی مشارکت خواستم صحبت کنم که شرکت کنندگان در آن درباره استراتژی جدید آمریکا در خاور میانه صحبت می کردند و صحبت های دکتر ناصر هادیان را خیلی پسندیدم و متاسفم که جمع بندی همه صاحب نظر ها این بود که با ادامه این روند حمله آمریکا به ایران در طی شش ماه آینده اجتناب ناپذیر است ! فقط یادمه وقتی رفتم تو جلسه حالم کاملا خوب بود و وقتی اومدم بیرون اندوه زیادی را بر روی شانه های حس می کردم ...

از جشنواره مستند های برگزیده می خواستم حرف بزنم که فرصت کردم فقط یک روزش را برم و از بین فیلم هایی که دیدم فیلم " رئیس جمهور میر قنبر " و فیلم " آخرین دیدار با ایران دفتری " کار رخشان بنی اعتماد رو خیلی پسندیدم . یه فیلم هم دیدم که بعدش کارگردانش تلاش داشت به ما نشون بده که در یک فریم از فیلم روح شخصی که در فیلم فوت کرده مشخص هست !!! به خدا راست می گم ، فریم به فریم فیلم را جلو برد و به یک فریم رسید و گفت کارشناسان روح شناس می گن این روح فلانی هست !!

من رو می گی ، دیگه نتونسم جلوی خودم را بگیرم و در حضور " بهمن فرمان آرا " ، " رخشان بنی اعتماد " و " پوری بنایی " - که بعد از سالها به خاطر فیلم خانم بنی اعتماد به آنجا آمده بود - و بقیه تماشاگران عزیز یه حال اساسی به آقای کارگردان دادم... .

فردا دارم می رم قشم ؛ امیدوارم این دفعه دیگه پروازم کنسل نشه !

January 16, 2007

مسافری در هند

در این ده روز که همشیره ی عزیز برای دوره یک ماهه " فیزیک پیشه ای " در بلاد هندوستان سر می برند ، وبلاگ " بارباماما " به شدت فضای هندی پیدا کرده است .

سیما تلاش کرده بخشی از آنچه را که در هند می بیند را در وبلاگش بازبتاباند و به آنهایی که به فرهنگ عجیب هند علاقه دارند پیشنهاد می کنم وبلاگ آبجی دکتر فیزیک پیشه ی من را در این روزها دنبال کنند .

January 14, 2007

گروه شیدا

asatid.jpg

این نقاشی یک اثر بی نظیر از گروه شیدا هست

من وقتی این کار را دیدم برای لحظاتی مبهوت این کار شدم ، تصویر تمثیلی از اجرایی زیر زمینی در سالهی 56 - 57 است . اجراهایی که از دل آن آثار حماسی و ارزشمندی همچون " سپیده " بیرون آمد .

فضای دلهره در سالهایی که گروه عارف و شیدا برای موسیقی ملی و میهنی ایران آثار بزرگی را آفریدند در این کار به زیبا ترین شکل ممکن نمایان است . دورانی طلایی در موسیقی ایران که از دل مجموعه چاووش بیرون آمد .

این نقاشی به قدری زیبا و تاثیر گذار است که مرا بر آن داشت که آن را در اینجا منتشر کنم .

چهره استاد آواز ایران محمد رضا شجریان ، استاد محمد رضا لطفی رهبر گروه و نوازنده تار ، پشنگ کامکار نوازنده سنتور ، هادی منتظری نوازنده کمانچه ، عبدالنقی افشارنیا نوازنده نی و ... و فضای ترسیم شده از اجرایی در زیر زمینی مخفی اوج این اثر هنری است .

پ . ن .1: اگر دوستی اطلاع بیشتری از صاحب این اثر ارزشمند دارد، مرا نیز مطلع کند .

پ. ن . 2 : سپاس از دوست عزیزم کریم ارغنده پور که به من اطلاع دادند که این نقاشی اثری است از هنرمندی به نام " ایمان ملکی " .


January 13, 2007

از شمس العماره تا مهرآباد !

این یک داستان واقعی است !
برای یه مسافرت یک روزه کاری قرار بود من امروز برم قشم . برای همین صبح ساعت 5:50 دقیقه صبح از خونه اومدم بیرون تا به پرواز ساعت 7 صبح تهران - قشم به موقع برسم .

سکانس ا :
موقعیت : خارجی - بلوار فرودگاه - بارش نم نم برف
وقتی وارد بلوار فرودگاه شدم ، از شدت ترافیک در این ساعت صبح شگفت زده شدم ؛ یه مقدار به ذهنم فشار اوردم و یادم اومد که احتمالا این عزیزان مستقبلین حجاج عزیز هستند که این روزها دارن از حج تمتع بر می گردن و خب می دونید که ما ایرانیها حتما باید خودمون را به پای پله های هواپیما برسونیم که نکنه خدایی نکرده حاجی عزیز ناراحت بشه و سوغاتی ها سر بخوره به سمت بقیه ! مثلا اینکه ما چند روز بعد ، خیلی مدرن برای شب نشینی بریم دیدن حاجی و بهش خوشامد بگوییم که استغفرا.. ، پس مردم چی می گن !

با رالی بازی پدر محترم ، بالاخره خودم را به ترمینال داخلی فرودگاه رسوندم .

سکانس 2 :
موقعیت : داخلی - ترمینال داخلی فرودگاه - گیت بازرسی
وقتی کیف لپ تاپ رو گذاشتم روی X-way مسوول مربوطه گفت که آقا یه چیزه گرد توی کیف شما هست !!! گفتم : شارژر لپ تاپ ؟ گفت : نه ، گفتم : MP3 - player هست ؟ ، گفت : نه و گفتم .... آخرش کل کیفم رو بازرسی کرد و آخرش گفت : باشه برو ، چیزی نیست ؟!!!

سکانس3 :
موقعیت : داخلی - ترمینال داخلی فرودگاه -
بعد از انجام تشریفات اداری، وارد سالن ترانزیت می شم که تاره اول ماجرا هست . ترمینال جنوب و ترمینال غرب رو روی هم می ریختی بهتر از اون چیزی بود که من دیدم . شلوغی در حد اکمل ! یه تعداد زیادی رو زمین خوابیدن و بقیه آدمها هم همه مات و مبهوت منتظر نشستند . به تابلوی پروازها که نگاه کردم دیدم که همه پروازها به خاطر بارش برف در حالت Pending قرار گرفتن و پرواز ما هم بعد از 3 ساعت معطلی در فرودگاه cancel شد !
واقعا کارزاری بود ، یکی از یه طرف داد می زد ، یکی از طرف دیگه زد و یه شیشه ای شکست ؛ از بلند گو اعلام می کردند که مسافران محترم پرواز فلان ، برای گرفتن بگ پذیرایی به counter فلان مراجعه کنند و یهویی همه می رفتن اون ور !

من یه گوشه وایساده بودم و داشتم نگاه می کردم ! حاضر شرط ببندم که بین آدمهایی که صد سال قبل می رفتند ترمینال شمس العماره با آدمهای امروز که میرن فرورگاه هیج تفاوتی وجود نداره !

ما ایرانی ها رو هول دادن توی یه دنیای مدرن بدون اینکه بهمون آموزش بدهند که چه باید بکنیم ؟ همون آدمها ، با همون طرز فکر داریم سوار ماشین های خوب می شیم ، خوب حرف می زنیم ، تو خونه های خوب زندگی می کنیم اما همون آدمهای شمس العماره ای هستیم . کسی به ما نگفته هواپیما یعنی چی ، کسی بهمون نگفته چه جوری باید سوارش بشیم ؟ به خودمون که اومدیم دیدم توی همواپیما وسط زمین و آسمونیم !
هممون داریم گیج می زنیم و مثل مسافر های یک کشتی که در طوفان قرار گرفته هی داریم تلو تلو می خوریم و می خوریم به در و دیوار !

و خب الان هم که کاملا پیشرفته شدیم و به انرژی های مختلف دست پیدا کردیم و صبحانمون را با نانو تکنولوژی می خوریم و نهارمون را با انرژی هسته ای صرف می کنیم و شاممون هم در خدمت واکسن ایدز هستیم ، بازهم با دو قطره برف عین زمان شمس العماره ، همه چیز مون کنسل می شه و خودمون هم هاج و واج موندیم بین زمین و آسمون !

January 12, 2007

گرانترین قرارداد جهان ورزش

امروز یه اتفاق خیلی عجیب توی دنیای ورزش افتاد !
گرانترین قرارداد در تاریخ ورزش دنیا به وقوع پیوست و " دیوید بکهام " بازیکن مشهور دنیای فوتبال با رقم " دویست و پنجاه میلیون دلار " از رئال مادرید جدا شد و به باشگاه لس آنجلس گالاکسی آمریکا پیوست !
دیدوید بکهام هرگز بهترین بازیکن جهان نبود اما اكنون نزديك به يك چهارم يك چك يك ميليارد دلاري را براي سپري كردن پنج سال در جنوب كاليفرنيا به جيب خواهد زد.
اما دیوید بکهام ، حقیقتا محبوب است ؛ به یاد دارم در آخرین نظرسنجی که در بریتانیا در باره محبوب ترین فرد در آن کشور صورت گرفته بود ، او با اختلاف فاحشی نسبت به ملکه بریتانیا در جایگاه نخست قرار داشت .

این قرارداد بزرگ بیشتر از آنکه یک قرار داد ورزشی باشد ، بی شک قراردادی تبلیغاتی هست . دیدوید بکهام این توانایی را دارد که به واسطه او در کم تر از یک سال بیش از یک ميليون عدد پيراهنش در آمريكا بفروش برسد و گروه بسياري را شيفته‌ي خودش كند .

حقیقتا از وقتی این خبر رو شنیدم ، مخم داره سوت می کشه ! توی دونیای عجیبی داریم زندگی می کنیم . دنیایی سرشار از تناقض و سرشار از تضاد ! اما ما کجاییم و آنها کجا ... به کجا داریم می رویم من که نمی دونم ولی این رو می دونم که حس خوبی نسبت به دنیای پیرامونم ندارم !

یاداشت Josh Peter در Yahoo ! sport را در مورد این قرار را خیلی پسندیدم : ?Is he worth $250 million

January 11, 2007

...

ولتر :
من با آن چه می گویی مخالفم !
ولی تا پای جان ایستاده ام تا تو بتوانی آزادانه حرفت را بزنی ...

پ.ن.: حنیف عزیز هم گویا به تازگی این دیدگاه ولتر را منتشر کرده که من الان دیدم !

January 10, 2007

ساز نو ، آواز نو

دریاب که از روح جدا خواهی رفت
در پرده اسرار فنا خواهی رفت
می نوش ندانی از کجا آمده ای
خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت *


شايد بيش از سه سال از آشنايي من با گروه و موسيقي axiom of choice مي ‏گذرد و بايد بگويم که در اين سالها ‏axiom of choice‏ يکي خاص ترين‎ ‎‏ و ناب ‏ترين موسيقي هايي هست که با آن زيسته ام .‏

تعبير من از موسيقي ‏axiom of choice‏ موسيقي مهاجرت است . موسيقي ‏که ريشه در موسيقي سنتي ايراني دارد؛ اما استفاده از سازهاي غربي و ‏شرقي و ترکيب نواهاي مختلف کشورهاي ديگر به موسيقي آنها شکل جهانی بخشيده است که به اعتقاد من بهترين شکل از موسيقي تلفيقي است ‏‏.. ‏

جمعی که نزدیک به سی سال پیش از ایران به آمریکا مهاجرات کرده بودند ‏و همگی دانشحویان رشته ریاضی در یکی از دانشگاه های آمریکا بودند ،در ‏سال 1992 تصمیم بر آن می گیرند که گروهی را برای بیان دیدگاه ‏موسیقیایی خود ایجاد کنند و نام این گروه را یکی از اصطلاحات ریاضی به ‏نام ‏axiom of choice ‎‏ به معنی " ‎اصل گزینش " می گذارند .‏

موسیقی آنها را می پسندم چون معتقدم سرشار از درون گرایی است . این ‏گروه در این سالها با رهبری رامین ترکیان و آواز مامک خادم همچنان ‏مسیر تاره ای را در موسیقی طی می کنند . رامین ترکیان درباره ‏نام گروه می گوید : در دنیای ریاضیات که همه چیز باید با دلیل و منطق ‏توجیه شود؛ یک چیز نیاز به توجیه ندارد؛ آن هم عناصری است که به عنوان پیش فرض انتخاب ‏می کنیم؛ تغییرات در نحوه اجرا، خواسته این گروه است.

ما هم به این دلیل که از گوشه های موسیقی دستگاهی ایران؛ به روش ‏خودمان استفاده کردیم . می خواستیم که همه بدانند انتخاب آگاهانه بوده و ‏حق هر هنرمند است. ‏

رامین ترکیان در مورد سبک موسیقی این گروه گفت: موسیقی ما در درجه ‏اول موسیقی ایرانی است؛ موسیقی ایرانی مهاجر؛ این برای ما خیلی ‏اهمیت دارد. چون ما سالهاست که خارج از ایران زندگی می کنیم و خواه و ‏نا خواه گوشمان به انواع موسیقی عادت کرده است. ما سعی کردیم با ‏استفاده از دستگاههای ایرانی ولی خارج از آن چارچوب کار کنیم؛ برای ‏همین کارمان متفاوت به نظر می رسد.‏

مامک خادم خواننده اصلی این گروه است که با هنری بی نظیر طنین آوازش ‏را با همه این ترکیب های نو ، تغییر می دهد و صدای او برای من همواره ‏نمادی الهی بوده است .‏

در سفری که مامک خادم در سال گذشته به ایران داشت ، دوره های ‏مختلف آموزش موسیقی را در ایران بر پا کرد ، اما همچنان آرزوی دیرینه آنها ‏یعنی امکان اجرای کنسرتی در ایران به دلیل حضور " مامک خادم " به عنوان ‏خواننده اصلی به سرابی می ماند .

از گزیده کاری ‏axiom of choice‏ همین بس که در طول 14 سال فعالیت تنها ‏سه مجموعه به نام " فراتر از انکار _ " 1994؛ " نیایش " _‏‎0‎‏200 ؛ " ‏گشایش " _2002‏‎ ‎را منتشر کرده اند که هر کدام از آنها برداشت متفاوتی از ‏موسیقی می باشد .‏

به دلیلی که گفتم موسیقی آنها در ایران امکانی برای انتشار ندارد ، اما برای ‏همه کسانی که در ایران علاقه مند به پی گیری موسیقی آنها می باشند ، به من اطلاع دهند تا بتوانم طریقی موسیقی axiom of choice را به آنها برسانم .

* : خیام

January 5, 2007

نقش خیال

وه که جدا نمی شود نقش تو از خيال من
تا چه شود به عاقبت در طلب تو جان من

ناله زير و زار من زارترست هر زمان
بس که به هجر مي دهد عشق تو گوشمال من

نور ستارگان ستد روي چو آفتاب تو
دست نماي خلق شد قامت چون هلال من

پرتو نور روي تو هر نفسي به هر کسي
مي رسد و نمي رسد نوبت اتصال من

خاطر تو به خون من رغبت اگر چنين کند
هم به مراد دل رسد خاطر بد سگال من

دیده زبان حال من بر تو گشاد رحم کن
چون که اثر نمی کند در تو زبان قال من

بر گذري و ننگري بازنگر که بگذرد
فقر من و غناي تو جور تو احتمال من

چرخ شنيد ناله ام گفت منال سعديا
که آه تو تيره مي کند آينه جمال من

January 1, 2007

گنه کرد در بلخ آهنگری !


این روزها در کنار اخبار مربوط به اعدام صدام حسین که حجم مهمی از خبرهای خبرگزاری های داخلی را به خود اختصاص داده است ، خبرهای دیگری هم
در این گوشه و کنار وجود دارد که بعضی از اونها خیلی جالب هستند .
یکی از این خبرها ، خبر مربوط به حضور " رحیم مشایی " مشاور رئیس جمهور و رئیس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري در مجلسی در ترکیه هست که آن مجلس ، همراه با رقص و آواز زنان ترک بوده و این حضور با اعتراض هایی همراه بوده است .
قضیه از این قرار است که آقای مشایی عزیز برای حضور در نمایشگاهی به ترکیه سفر کرده و مرسم افتتاح این نمایشگاه همراه با رقص و آواز زنان بوده است . آقای مشایی هم در یک اقدام انقلابی از اول تا آخر مراسم در ردیف اول و به عنوان مهمان ویژه با تمام تمرکز به حرکات موزون خانم ها نگاه می کنند .
اما جالبی ماجرا از آنجا آغاز می شود که یه فیلمبردار از خدا بی خبری از این مراسم فیلم گرفته و این فیلم توسط شرکت برگزار کننده مراسم منتشر می شود و سپس یکی از سایت های خبری به نام " ایرانیوز " این فیلم را منتشر می کند .

نکته جالب اینجا هست که در یک اقدام کاملا مهرورزانه ، مدیر مسوول و سردبیر سایت ایرانیوز برای دو روز بازداشت شده و سایت " ایرانیوز " فیلتر می شود . جالبه ، یکی دیگه برای خودش خوشحال به عنوان یک مقام رسمی رفته مجلس رقص و آواز ، اونوقت یه سری دیگه را به دلیل انتشار فیلم مراسم بازداشت می کنند !

گنه کرد در بلخ آهنگری ..... به شوشتر زدند گردن مسگری

اما در همین زمینه در یک اقدام شدید نمایندگان تنها به تذکر بسنده کرده و رئیس عضو كميسيون فرهنگي مجلس درباره عكس‌العمل نمايندگان به حضور رحيم مشايي در جلسه رقص و آواز زنان ترك گفت: جمعي از نمايندگان در جلسه روز سه شنبه مجلس در صحن علني به رئيس جمهوري تذكر مي‌دهند . حالا تصور کنید اگر این اتفاق در دولت اصلاحات ( خاتمی ) می افتاد ، احتمالا فرد یاد شده به 200 سال حبس تعزیری ، 2000 ضربه شلاق و 20 بار اعدام محکوم می شد و حالا تنها به یک تذکر بسنده می شود .

اما یک منبع نزدیک به دولت گفته است "که فيلمي كه اين روزها درباره حضور رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در يك مراسم خلاف موازين اسلامي در تركيه مطرح است، يك فيلم مونتاژ شده مي‌باشد." من نمی دانم که در دولت جدید این تدوینگرای ما چرا اینقدر فعال شده اند و همش در حال مونتاژ فیلم های دولت هستند . ابتدا فیلم مربوط به صحبتهای رئیس جمهور درباره هاله نور را مونتاژ کردند و بعد فیلم مربوط به حضور در مراسم افتتاحیه بازیهای آسیایی و حالا این فیلم جدید .

در همین زمینه :
فيلم حضور مشايي در مراسم رقص مونتاژ نيست - فارس

نمايندگان به رئيس جمهوري تذكر مي‌دهند - فارس

فيلم منتسب به رحيم مشايي مونتاژ شده است - فارس

ایرانیوز فیلتر شد - ایلنا

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007