اسرار هویدا می کرد ...
در ادامه یاداشت " چماق در دست کیست ؟! " ، خانم پروین اردلان هم که در آن گفتگو از ایشان نیز نام برده شده بود ، نامه ای برای من فرستادند که به رسم وظیفه و در خواست ایشان متن کامل نامه ایشان را نیز در اینجا منتشر می کنم !
آقاي قاسمي
با سلام
من امروز به گفته دوستي از موضوع گفتگوي شما با خانم فرناز سيفي باخبر شدم، و با جستجوي نام وبلاگتان به متن گفتگويي که نوشته ايد رسيدم و همچنين پاسخ هايي که به آن داده شده است. و چون از من نام برده شده بود لازم ديدم که پاسخي کوتاه دهم و اميدوارم شما اين پاسخ را مانند پاسخ خانم مژده دقيقي در وبلاگ خود درج كنيد.
آقاي قاسمي من همچون خانم مژده دقيقي هيچگاه تاكنون وارد مباحثي از اين دست نشده ام کما اينکه لااقل آنان که با دنياي مجازي و وبلاگ نويسي و وبگردي آشنا هستند مي دانند که تا كنون و در اين چند سالهي اخير، اتهامات زيادي در همين نوشته هاي غيررسمي با نام و بي نام به من وارد شده است، و سکوتم نه به مثابه تاييد که به مثابه ناديده گرفتن چنين موضوعاتي بوده است، چرا که مي دانم غيبت کردن _ چه مکتوب و چه شفاهي _ چه براي گوينده و چه براي شنونده گرچه حلاوت دارد گذرا و غير جدي هم هست. و اگر قرار باشد به اين سخنان ارج دهيم لابد بايد در" شهر هرآنچه هست" گيريم.
آنچه بيشتر باعث تاسف است مطرح کردن اين سخنان پس از تنش هايي است که بعد از تجمع اعتراضي 22 خرداد از سرگذرانديم. آن هم درست در زمانه اي که اين تنش ها به پايان رسيده و اکنون در فعاليتي مشترک چون کمپين يک ميليون امضا همراه يکديگر هستيم و نام خانم شرکت در اين کمپين ثبت شده است. آقاي قاسمي پس از آن دوران پرتنش، چنین تجربه كار گروهي در اين كمپين است كه براي ما دستاورد بوده و از سويي نشانه بلوغ فكري همه ما در جنبش زنان است؛ نه با خبر شدن از گفتگوي دونفره شما که مي تواند نظرات شخصي خودتان باشد و نه نظر يک طيف يا کل جنبش زنان.
من سال هاست که خانم شرکت را مي شناسم و از نزديک با ايشان کارکرده ام و از ايشان بسيار آموخته ام. پس بيان چنين سخناني درباره کساني که تجربه و شناخت چندين ساله از يکديگر در جنبش زنان دارند کم بهاست. اگر نقد و نظري در ميان بوده است نه من نيازي به نقل قول ازسوي ديگري داشته ام و نه ايشان نياز به حامياني دراين عرصه، چرا که نشريه وزين مجله زنان خود دفاعيه شهلا شرکت است.
با سپاس
پروين اردلان
پنجم دي ماه
راز نو : خانم اردلان عزیز ! لازم می دانم که نکاتی را خدمتتان عرض کنم :
1- من به عنوان کسی که به رشد و پویایی همه جنبش های مدنی در ایران علاقه دارم ، به عنوان یک ناظر بیرونی این حق را برای خودم قائل هستم که دیگاه ها و انتقاداتم را در راه تکامل این جنبش ها بیان کنم و جنبش زنان نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود . من هم مانند شما از اینکه جنبش زنان تنش ها از سر گذرانده و به فعالیتی مشترک روی آورده اند ، خوشحالم . اما شما خود به خوبی می دانید که آنچه در اینجا بیان شد قسمتی از واقعیتی بود که در این جنبش وجود دارد و تنها آنچه که بعضی دوستان را بر آشفت آن بود که راز نو " اسرار هویدا می کرد ... "
2 – شما خود نیز به خوبی می دانید که اگر همین بازتاباندن ها نبود ، هرگز شما دوستان با چنین دقتی به دنبال همگرایی برای به پیش بردن برنامه های جنبش زنان و جدا کردن " سره از ناسره " در این جنبش نبودید . در پایان من هم به عنوان یک فعال مدنی برای شما در " کمپین یک میلیون امضا " آرزوی موفقیت می کنم .
