« بازی شب یلدا به روایت من ! | صفحه اول | اسرار هویدا می کرد ... »

ای جان کجایی ...

به یاد " شب ، سکوت ، کویر " و همه عاشقی هایم :

بميرم تا دو چشمم تر نبينی

شرار آه پر آذر نبينی

چنان از آتش عشقت بسوزم

که از مو رنگ خاکستر نبينی

..........

دلم دردی که دارد با که گويد

گنه خود کرده ٬ تاوان از که جويد

دريغا ! نيست هم دردی موافق

که بر بخت بدم خوش خوش به مويد!

..........

ز عشقت سوختم ٬ ای جان کجايی

بماندم بی سرو سامان ٬ کجايی

نه جانی و نه غير از جان چه چيزی

نه در جان ٬ نه برون از جان کجايی


دنبالك

دنبالك اين مطلب:
http://razeno.com/mt32/mt-tb.cgi/223


نظرات

مریم :

دلم دردی که دارد با که گویدگنه خود کرده ،تاوان از که جوید ، دریغا نیست هم دردی موافق ، که بربخت بدم خوش خوش به موید. خیلی زیباست .

مریم :

دلم دردی که دارد با که گویدگنه خود کرده ،تاوان از که جوید ، دریغا نیست هم دردی موافق ، که بربخت بدم خوش خوش به موید. خیلی زیباست .

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007