ماجرا از یاداشت " پیروزی گسترده زنان در انتخابات شوراها " شروع شد . بعد از این یاداشت خانم " فرناز سیفی " با وبلاگ امشاسپندان که گویا از فعالان جنبش زنان هستند بنده را مورد عتاب قرار دادند که چرا از خانم " شهلا شرکت " در این یاداشت به عنوان " از مهمترین و معتبرترین فعالان جنبش زنان " نام برده ام و وقتی از ایشان پرسیدم که چرا نباید نام ببرم ، موضوعاتی را مطرح کردند که همانجا هم به ایشان گفتم که اگر گفته های شما به من ثابت شود که کاملا حق با شما خواهد بود و من سپاسگزار می شوم بابت روشنگری تان ، اما اگر مشخص شود که اینها فقط یک سری اتهام است ، حتما آنها را منتشر خواهم کرد .
خلاصه حرفهای خانم فرناز سیفی در جواب سوال من چنین بود :
آیا خانم شرکت معتبرند چون چماق برمی دارند می کوبند توی سر بقیه ؟ خیلی های دیگه هستند که خیلی بیشتر از خانم شرکت کار مستمر کرده اند . از همان زمان هایی که تازه انقلاب شده بود اما با چماق هم تو سر کسی نکوبیده اند .
آیا خانم شرکت معتبرند به بهای آنکه اینکه پشت خیلی ها را در این ساللها خالی کرده اند ؟ خانم شرکت در این سالها زیر آب خیلی ها را زده اند . این ها را هم می دانند ؟ آیا اینکه پانزده سال نشریه ای بماند مهم است ؟ هیچ چیز مهم تر از شرف نیست !
در این سالها خیلی ها به خاطر اینکه چون تفکرشان از جنس قالبی مجله زنان نبوده از مجله بیرون انداخته شده اند ، مانند : خانم پروین اردلان ، خانم کار . زنانی که از روز اول با او بوده اند و اگر مجله ارج و قربی پیدا کرد بخش زیادیش به دلیل پیشنهادها و نوشته ها و حضور این افراد بوده است . اما به دلیل اینکه با سیاست های مجله همخوانی نداشته اند توسط خانم شرکت از مجله بیرون انداخته شده اند . حالا دیگه بگذریم از چماق کوبی های خانم شرکت که هرکی مثل ایشان نباشه را انقلابی و در راستای اهداف غرب می دانند .
نمونه این چماق کوبی ها همان سرمقاله کذایی خانم شرکت ( اشاره به این سرمقاله که بعد از ماجرای 22 خرداد توسط خانم شرکت نوشته شد ) . یک نوشته پر از ملغطه بود . می دانید این سرمقاله تبدیل به جوک شده بین فعالان زن؟ خود خانم شرکت شخصا به خیلی ها از جمله خانم مژده دقیقی و خانم پروین اردلان گفته اند که از اول چون چیز بی مبنایی نوشته اند ، ماست مالی کردنش سخت بوده . گفته اند کاش از اول قبول نمی کردم چنین چیزی بنویسم که مبنای درستی براش ندارم حالا هم بعد این همه نقد آنها اصرار روی موضعی که از اول سفارشی بوده درست نیست . ...
راز نو :
اینکه کسی بتواند توی ایران 15 سال بطور مستمر یک نشریه اجتماعی آن هم در حوزه زنان را منتشر کند به نظر من مهمترین کار هست ! حقیقتا چند نشریه ی سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی می شناسید که بتواند 15 سال بطور مستقل منتشر شوند . ما در جایی زندگی می کنیم که همین ماندن و بودن یک نشریه مستقل خودش بی نهایت ارزشمند است .
من همیشه علاقه مند بودم که اگر قرار هست نقدی شود حتما از پارامتر های قابل شمارش و شفاف و مشخص استفاده شود ، اینکه از مفاهیم کلی مانند شرافت کاری و اخلاق فمنیستی و ... که هیچ متر مشخصی برای اندازه گیری آن وجود ندارد در بحث هایمان استفاده کنیم ، محلی از اعراب ندارد .
این حق هر مدیر مسوول و سردبیری هست که مانند سرمربی یک تیم قوتبال ، بازیکن هایی را که دوست دارد انتخاب کند و بازیکن هایی را که علاقه ندارد کنار بگذارد و این همان تفکر حرفه ای کار مطبوعاتی هست .
در آن گفتگو ازخانم سیفی خواستم که خیلی مشخص منابع خود را برای گفته هاشون معرفی کنند و منابع معرفی شده ایشان برای گفته هایشان سرکار خانم مژده دقیقی دبیر بخش ادبیات مجله زنان و خانم منصوره شجاعی بودند . من به خاطر ارادتی که نسبت به خانم دقیقی داشته ام بعد از این صحبتها با ایشان تماس گرفتم و صحبت های مطرح شده را با ایشان مطرح کردم .
خانم دقیقی لطف کردند و مکتوب جوابشان را برایم فرستادم تا دوستان جنبش های مدنی از جمله دوستان فعال در جنبش زنان زین پس تلاش کنند که اولا هر حرکت اصلاحی را ابتدا از خود شروع کنند و بدین شکل دیگران را به اتهام های واهی متهم نکنند و دیگر آنکه این دوستان که خود را پیشرو در جنبش های مدنی در ایران می دانند بهتر است برای اتهام هایشان به دنبال دستاویزی محکمتر از این باشند که بدین شکل ظرف کمتر از یک روز تار و پود دستاویزشان از هم گسسته نشود .
جواب خانم " مژده دقیقی "خود گویای همه چیز است :
آقاي قاسمي عزيز،
گفتگوي اينترني شما را با خانم فرناز سيفي خواندم و متأسفم كه بر خلاف ميلم ناچارم وارد اين بحث بشوم. دوستاني كه مرا ميشناسند ميدانند كه اينجور بحثها كلاً با طبيعت من سازگار نيست و علاقهاي به متشنج كردن فضا و آوردن آتش به معركه نيستم. ولي خانم سيفي از قول من مطالبي را به خانم شركت نسبت دادهاند كه سكوت من به تأييد آنها تعبير خواهد شد و اين بر خلاف ميل من و به دور از انصاف است.
همكاري با مجلة زنان ماية افتخار من است، اين را همين اول بگويم. براي سردبير و همة همكارانم احترام و اعتبار بسيار قائلم و قدر كار كردن در يك محيط مطبوعاتي حرفهاي و عاري از حب و بغض را ميدانم. اجازه بدهيد برويم سر اصل مطلب. نميخواهم با حرفهاي مبهم و دوپهلو و كليگويي احياناً موجب سوءتعبيرهاي بيشتر شوم. بنده دو يا سه بار بيشتر سعادت ديدار خانم سيفي را نداشتهام كه آخرين بار آن در نمايشگاه كتاب گذشته بود. و هرگز چيزي دربارة سفارشي بودن آن سرمقالة به قول ايشان كذايي و ابراز ندامت خانم شركت نه به خانم سيفي و نه به هيچكس ديگر نگفتهام. چنين شائبهاي در ذهنم هم وجود نداشته و ندارد.
متأسفم كه دوستان وقتي خطكش شرف و اعتبار و زيرآب زدن و زير پا خالي كردن به دست ميگيرند، تنها به قاضي ميروند و هنگام دادن نسبتهاي ناروا و كشيدن پاي ديگران به ميدان به وجدان خود هم رجوع نميكنند. به هر حال، هر جنبش و حركتي با توجه به رفتار و گفتار فعالانش، حتي در حوزههاي شخصي و خصوصي، سنجيده ميشود. اميدوارم زمانة استفاده از اين قبيل ترفندهاي مستعمل گذشته باشد و فعالان زن به آن درجه از رشد رسيده باشند كه مخاطبان خود را تا اين حد ساده فرض نكنند.
با احترام،
مژده دقيقي
اول دي ماه 1385
پ . ن :
یاداشت من با حاشیه هایی همراه بود . هدف مهم من از نوشتن این یاداشت این بود که تلنگری هرچند کوچک به خود و دیگران بزنم که در مورد آدمهایی که چه با آنها هم رای باشیم و چه نباشیم ، هرگز نمی توانیم حضورشان را انکار کنیم ، با دقت بیشتری صحبت کنیم .
یاداشت خود را دفاعیه ای می دانم در دفاع از آنهایی که با بزرگواری خود در مقابل اهانتها سکوت می کنند و گاه سکوت آنها تابیر به موافقت می شود !
اگر می خواهیم که درباره آدمهای شناخته شده ای صحبت کنیم باید با تامل بیشتری و با اطمینان از گفته هایمان به قضاوت بنشینیم .
برداشت من از گفته های خانم فرناز سیفی هرگز برداشت خصوصی نبوده است ؛ چون اعتقاد دارم که اظهار نظری کاملا جدی درباره فردی بوده که من احساس اتهام عدم شرافت به او را کرده ام و در همان گفتگو هم تاکید کردم که در صورت که این نقل قول ها انکار شود وظیفه خود می دانم که از شرافت آدمهایی که شرافتشان نزد من به باد انتقاد گرفته شده است دفاع کنم !
خانم فرناز سیفی جوابیه ای برای من ارسال کردند که به رسم وظیفه و اخلاق حرفه ای نامه ایشان را بدون هیچ کم و کاستی در اینجا روایت می کنم . نامه ایشان خود گویای موارد زیادی هست ...
آقای قاسمی عزیز:
آنچه در گفتگوی میان ما رد و بدل شد ، در عرصه ای خصوصی بود و از جنس صحبت های رایج در عرصه خصوصی که گاه شاید تحت تاثیر احساس مقطعی نیز باشد.من هرگز فکر نکرده و نمی کنم که خانم شرکت و مجله زنان تاثیری در جنبش زنان نداشته اند و برای بسیاری از اقدامات ایشان احترام بسیاری قائلم و خوب برای اقداماتی هم شخصن رنجییده و دلخورم .
به نظر می رسد کانسپت زبانی ما و برداشت هایمان از جملات و معانی آنها با هم متفاوت است و برای مثال من شرافت را در کنار فاکتورهای دیگر و به صورت یک مجموعه با اولویت های متفاوت می بینم و می سنجم ، اما برداشت شما در این مورد خاص از نوع یا این روی سکه / یا آن روی دیگر است .
در هرحال، شما برداشت های نادرستی از بخشی از سخنان من کرده اید و متاسفانه آنها را در وبلاگ خود هم منعکس کرده اید. استدلال هم می آورید که به من گفته اید و من سکوت کرده ام، من هم همان طور که به شما گفتم آن بخش صحبت را اصلا ندیدم و باور کنید گذشت آن روزگاری که سکوت به معنای رضا بود! سکوت در اینجا به این معنا بود که یک خط از چشم من دور مانده بود و نمی دانم چطور آن را اینگونه تعبیر کرده اید. من شخصن پیگیری های لازم درباره فردی که از او به نقل از خانم دقیقی اظهاراتی را شنیدم انجام داده و نباید شنیده هایم را بدون اطمینان نقل قول می کردم و از این بابت از ایشان عذر می خواهم . کاش بیشتر به صحبت های حیطه های خصوصی احترام بگذاریم، می بینم که در پاسخ کامنت نیز از صحبت تلفنی خصوصی فاکت می آورید!