شكارگاه
امروز توي اين همه گرفتاري يه پيشنهاد جالب بهم شد .
يه دوست عزيزي بهم زنگ زد و بعدش قرار شد من باهاش تماس بگيرم . بعد كه توي شركت به خاطر گرفتاري هام يه مقدار زنگ زدنم به تاخير افتاد ، بهم SMS زد كه فرصت كردي يه زنگ بهم بزن يه قرار " شكار " براي آخر هفته بزاريم !!!!!!!!! D:
منو مي گي ! بهش زنگ زدم گفتم يعني چي ؟ گفت كه يه تفنگ شكار خريده و قرار شد كه براي آخر هفته بريم شكار !!!
فقط 2 تا مشكل داريم :
1- من جدا نمي دونم اگه يكي بخواد توي اطراف تهران بره شكار كجا بايد بره ؟ جدا اگه كسي جاي خوبي را مي شناسه معرفي كنه بهم !
2- با شناختي كه از خودم و اين دوست عزيز دارم فكر نمي كنم كه بتوانيم حتي يه دونه " سار " بزنيم ، چه برسه به ... ؟
داشتم فكر مي كردم كه چه حس خوبي داره كه آدم تفنگ داشته باشه ها !!! به اين يكي تا حالا فكر نكرده بودم ... D:
اما جداي اينكه بشه بريم يا نه ، برام شنيدن يه پيشنهاد متفاوت توي اوج اين همه روزمرگي ها خيلي جالب بود ؛ اونم از طرف يه دوستي كه من همه جا فكر مي كردم با هم بريم غير از شكار ... !
با اينكه خودش ته وبلاگ نويس هست اما فعلا نخواسته در زمينه يافتن شكارگاه فراخواني بزاره و بهش هم پيشنهاد مي كنم كه اين كار رو نكنه ! چون فقط همين يكي را كم داريم كه بگن ... .؛ اما جدا براي اطلاعات عمومي خودمم كه شده اگه كسي يه شكارگاه اطراف تهران مي شناسه بهم معرفي كنه و گرنه مجبور مي شيم كه تو همين تهران ....
