گروه استادان موسيقی ايران: پايان دوره ای ماندگار ...
اين ياداشت را تقديم مي كنم به محضر استاد محمد رضا شجريان و استاد حسين عليزاده :
اين روزها در خبرها شنيدم كه پروژه همكاري استادان محمد رضا شجريان ، حسين عليزاده ، كيهان كلهر و همايون شجريان در قالب گروه استادان موسيقي سنتي ايران پايان يافته و اين گروه موسيقي پس از نزديك به هفت سال فعاليت منحل شده است .
با شنيدن اين خبر ذهن من به ياد تمامي اين سالها افتاد كه به عنوان علاقه مند جدي موسيقي سنتي قدم به قدم اجرا ها و آثار ماندگار اين گروه را دنبال مي كردم .
به ياد دارم زمان تشكيل اين گروه من در محضر " محمد رضا ابراهيمي " عزيز مشق تار مي كردم . براي ما ها كه در مكتب استاد عليزاده و با شيوه و سبك او مشق تار مي كرديم شنيدن اين خبر بسيار شوق انگيز بود – شايد برايتان جالب باشد كه همانند مذهب ، در موسيقي هم روايت هاي گوناگوني از موسيقي سنتي وجود دارد ؛ اين قرائت ها به حدي است كه حتي از تك مضراب يكي از اين اساتيد مي توان فهميد كه این مضراب متعلق به عليزاده است يا استاد لطفي يا استاد شهناز و ....
و هميشه يكي از سوال هايي من از محمد رضا ابراهيمي عزيز كه خود از ياران ، دوستان و همراهان استاد عليزاده بود ، اين بود كه چرا شجريان و عليزاده پروژه مشتركي را آغاز نمي كنند - تا پيش از اين شجريان و عليزاده تنها در موسيقي متن فيلم " دلشدگان " ساخته ي مرحوم حاتمي ، در كنار يكديگر موسيقي ماندگاري را كه ساخته حسين عليزاده و همراه با آواز شجريان بود خلق كرده بودند ...
شجريان در طول چهل سال فعاليت هنري خود در دوره هاي مختلف با استادان مختلفي همراه بوده است . در اواخر دهه چهل با استاد احمد عباديي و استاد نور علي خان برومند ، در دهه پنجاه با استاد لطفي كه " سپيده " ،" چهره به چهره " ،" راست پنجگاه " و ... از آثار آن دوره است . در دهه شصت به همراه پرويز مشكاتيان كه " بيداد " ، " دستان " و " نوا " ... از يادگاران آن دوره مي باشد . به همين ترتيب در اوايل دهه هفتاد با گروه آوا و داريوش پيرنياكان به خلق آثاري چون " سرو چمان " ، "ياد ايام " و .. پرداختند .
در سالهاي اخير نيز شجريان به همراه عليزاده ، كلهر ، همايون مرز هاي جديدي را در موسيقي سنتي ايران گشودند .
آري ! با آنكه با همه آثار شجريان در طول اين بيست و اندي سال زندگي كرده ام اما نمي توانم كتمان كنم كه شجريان در قالب موسيقي عليزاده براي من چيزه ديگري بود .
ذهن من با روايت موسيقي عليزاده به طور عجيبي سازگار است و براي همين آواز شجريان در قالب اين موسيقي براي من چيز ديگري بود و اين چنين بود كه در طول اين سالها با " زمستان است " آرزوي دمي گرم و سري خوش كرديم براي ياران ، با " بي تو به سر نمي شود " عاشق شده ايم و با " فرياد " فرياد بر آورديم كه خانه مان آتش گرفته است ....
عليزاده همواره مي کوشد قطعه اي را بنويسد که از فيلترهاي ذهني بسياري گذشته است يعني اجازه ورود به ملودي ها و آهنگهايي را به صفحه نت خود مي دهد که از لايه هاي گوناگوني گذشته اند و سر آخر به وسيله تجربه و پختگي آهنگساز به تکامل مي رسند. در اين آثار، بداعت و تازگي از عناصر جدايي ناپذير به شمار مي آيد و شايد بتوان نام موسيقي نوين ايراني را بر آن نهاد . نوين از اين نظر که در بردارنده فضاهاي نو و بديع است و ايراني، از اين لحاظ که تمام ويژگي هاي موسيقي ايراني را در خود دارد
شجريان ، عليزاده ، كلهر و همايون در اين سالهايي كه هر صدايي كه از اين كشور خارج مي شود ، ناله اي نا صور بود ، با تورهاي متعدد اروپايي و آمريكايي خود در بهترين سالنهاي موسيقي دنيا توانستند كه نغمه اي پر شور را از موسيقي ايران به گوش ديگران برسانند و اين چنين بود كه آلبوم " بي تو به سر نمي شود " نامزد جايزه گرمي – جايزه معادل جايزه اسكار در زمينه موسيقي جهان – شد و تا جايي كه " نيويورك تايمز " درباره موسيقي آنها نوشت :
زماني كه چهار استاد موسيقي ايران در سالن “ فردريك رز نيويورك ” به اجراي موسيقي پرداختند موسيقي آنها به هيچ وجه قابل پيش بيني نبود . توالي ملوديهاي اين آهنگ سازان انسان را به همهي جهانها سوق ميدهد چرا كه اين موسيقي كه موسيقي پرشور است انسان را به فكر وا ميدارد.
موسيقي سنتي فارسي بيشتر ملودي است و كمتر داراي يك تم ثابت است. بداهه سرايان با خود آرايه و رسايي نواها را به ارمغان ميآورند.
نوازندگان در اين مراسم هر كدام تك نوازي و خوانندگي ميكردند، گويي هر كدام به ديگري پاسخ ميدهد. آنها از طريق ملوديها در مسيري كه ميشناسند ميروند و به مخاطبان خود نيز طي اين مسير را ميآموزند . محمد رضا شجريان در هر سطري كه ميخواند شور غمگينانهيي را با خود به همراه ميآورد و اين شور را با صداي رسا، نفسهاي طولاني و پر اوج خود تقويت ميكرد .
اشعار اولين آهنگها دربارهي موسيقي، اميدواري و به طور مستقيم عليه اصول ديكتاتوري بود.در بخش دوم اين كنسرت اشعار از شعرهاي عرفاني صوفيانه دربارهي عشق بودند.
* * * * * * * *
با همه علاقه ام به آنها براي ناب بودن موسيقي شان ، اين پوست اندازي را لازم مي دانستم و به آنها تبريك مي گويم كه در اوج ، اين همكاري را پايان دادند و شنيده ام كه شجريان در آستانه شصت و شش سالگي با گروه جديدي شامل محمد فيروزي نوازنده عود، مجيد درخشاني نوازنده تار و سعيد فرج پوري نوازنده کمانچه و بهمراه همايون شجريان به دنيال تجربيات جديد است .
حسین علیزاده و کیهان کلهر نیز هر کدام به طور جداگانه تجربیات متفاوت خود را در زمینه موسیقی پی گیری می کنند . كه بر این اساس کلهر با اردل ارسنجان نوازنده آربایجانی قعطاتی را خلق کرده که قرار است در ماههای آینده وارد موسیقی ایران شود. ...
در پايان فضاي هنرمندانه اي را كه استاد عليزاده از لحظات خلق موسيقي در درون اين گروه پرشور توصيف مي كند را در اينجا نقل مي كنم ....
با مهر و مهرباني شروع شد.
روز ديدار، روز نغمه ساز، روز همنوايي بي اختيار نوا سر داديم.
نوايي عطرآگين، عطر دوستي ها، عطر خاطرات. صداها، درهم آميخته مي شد.
«با من صنما دل يکدله کن»
نغمه ها هر روز ما را به هم نزديکتر مي کرد.
در هر ديدار همنوايي بهانه اي بود تا دلتنگ نباشيم.
شور جواني «همايون»
احساس لبريز شده «کيهان»
و پختگي و درايت شجريان،
لذت کار را بي انتها مي کرد.
لحظه ها سپري مي شد؛
اما گويي به زمان و مکاني محدود نبود.
نغمه ها، دل مي سرود.
دل به دل نسلي به نسل.
چهار نسل پيوند مي خورد و يکصدا و يک نفس مي گفت :
بي همگان به سر شود/ بي تو به سر نمي شود
....
در همین زمینه :
