« فیلترنت ملی = اینترنت جهانی - 10 میلیون سایت فیلتر شده ! | صفحه اول | ترجمه »

حیدر بابا

فردا یکصدمین سالروز تولد شهریار است . با اینکه همیشه تصوری حکومتی از شعر شهریار داشته ام ، اما معتقدم مجموعه " حیدر بابا " ی او ، سرشار از رنگ و بوی هویت است و با اینکه از دوران نوجوانی هرگز معنی کامل حیدر بابا را به دلیل آنکه به زبان آذری سروده شده بوده است نمی فهمیدم ، اما همیشه حس نوستالژیکی نسبت به این منظومه داشته ام . این چند قطعه را از منظومه " حیدر بابا " در اینجا نقل می کنم و به همه دوستانم پیشنهاد می کنم که حداقل با ترجمه این قطعات هممراه شوند ...

حيدربابا ،‌ سنون اوزون آغ اولسون !
دؤرت بير يانون بولاغ اولسون باغ اولسون !
بيزدن سورا سنون باشون ساغ اولسون !
دونيا قضو- قدر ، اؤلوم - ايتيمدى
دونيا بويى اوغولسوزدى ، يئتيمدى

حيدربابا ،‌ هميشه سر تو بلند باد
از باغ و چشمه دامن تو فره مند باد
از بعدِ ما وجود تو دور از گزند باد
دنيا همه قضا و قدر ، مرگ ومير شد
اين زال کى ز کشتنِ فرزند سير شد ؟

.......

حيدربابا ، دونيا يالان دونيادى
سليماننان ، نوحدان قالان دونيادى
اوغول دوغان ، درده سالان دونيادى
هر کيمسَيه هر نه وئريب ، آليبدى
افلاطوننان بير قورى آد قاليبدى


دنيا همه دروغ و فسون و فسانه شد
کشتي عمر نوح و سليمان روانه شد
ناکام ماند هر که در اين آشيانه شد
بر هر که هر چه داده از او ستانده است
نامى تهى براى فلاطون بمانده است

........

حيدربابا ، يار و يولداش دؤندولر
بير-بير منى چؤلده قويوب ، چؤندولر
چشمه لريم ، چيراخلاريم ، سؤندولر
يامان يئرده گؤن دؤندى ، آخشام اولدى
دونيا منه خرابه شام اولدى

حيدربابا ، گروه رفيقان و دوستان
برگشته يک يک از من و رفتند بى نشان
مرد آن چراغ و چشمه بخشکيد همچنان
خورشيد رفت روى جهان را گرفت غم
دنيا مرا خرابة شام است دم به دم

.........

حيدربابا ، قارلى داغلار آشاندا
گئجه کروان يولون آزيب ، چاشاندا
من هارداسام ، تهراندا يا کاشاندا
اوزاقلاردان گؤزوم سئچر اونلارى
خيال گليب ، آشيب ، گئچر اونلارى

گر کاروان گذر کند از برفِ پشت کوه
شب راه گم کند به سرازيرى ، ‌آن گروه
باشم به هر کجاى ، ز ايرانِ پرشکوه
چشمم بيابد اينکه کجا هست کاروان
آيد خيال و سبقت گيرد در آن ميان

..........

حيدربابا گؤيلر بوتون دوماندى
گونلريميز بير- بيريندن ياماندى
بير- بيروزدن آيريلمايون ، آماندى
ياخشيليغى اليميزدن آليبلار
ياخشى بيزى يامان گونه ساليبلار

حيدربابا ، تمام جهان غم گرفته است
وين روزگارِ ما همه ماتم گرفته است
اى بد کسى که که دست کسان کم گرفته است
نيکى برفت و در وطنِ غير لانه کرد
بد در رسيد و در دل ما آشيانه کرد

.........

حيدربابا ، غيرت قانون قاينارکن
قره قوشلار سنن قوپوپ ، قالخارکن
او سيلديريم داشلارينان اوینارکن
قوزان ، منيم همتيمى اوردا گؤر
اوردان اَييل ، قامتيمى داردا گؤر

تا خون غيرت تو بجوشد ز کوهسار
تا پَر گرفته باز و عقابت در آن کنار
با تخته سنگهايت به رقصند و در شکار
برخيز و نقش همت من در سما نگر
برگَرد و قامتم به سرِ دارها نگر

.........

حيدربابا ، سنون گؤيلون شاد اولسون
دونيا وارکن ، آغزون دولى داد اولسون
سنن گئچن تانيش اولسون ، ياد اولسون
دينه منيم شاعر اوغلوم شهريار
بير عمر دور غم اوستونه غم قالار

حيدربابا ، دلِ تو چو باغِ تو شاد باد !
شَهد و شکر به کام تو ، عمرت زياد باد !
وين قصه از حديث من و تو به ياد باد !
گو شاعرِ سخنورِ من ، شهريارِ من
عمرى است مانده در غم و دور از ديارِ من

ترجمه : دکتر بهروز ثروتیان



نظرات

pooyeh :

agha seyamak salam
mamnonam
neveshtehatoon jaleb va jadid hastan
baratoon arezooye movaffagheyate rooz afzoon daram :)

sima :

baba dige kheili haal dari, inhame oonham be torki type kardan kaare sakhtie. Man be jaaye khanandegaani ke tork hastand baasham az to ke tork nisti gharddaani mikonam.

Melina349 :

حیدر بابا دونیا یالان دونیا ده...
دوست ارجمند من در گیلان همه تیپ و ملیت و قیافه و ...دوست داشته ام.. و البته به زبان آن ها هم آشنایی..اگرچه به قول شاعر گیلک و فارسی زبان: امه ماران گیلکی دوعا کودید... خدایا به گیلکی صدا کودید(معنیش می شود: مادرهای ما به گیلکی دعا میکردند .. خدا را به زبان گیلکی صدا می زنند) اما یاد گرفت که دوست معنیش در همه زبان ها یک همه همدلی و مهربانی است. این کلمه امیگو تلفظ بشود یا حبیبی یا مونامی حاوی یکی از بهترین و زیباترین رابطه های دنیاست. و اما در مورد شهریار و حیدر بابا یه سلام:آن شعرهای شهریار را که عشق و دوستی گفته است تا ابد می مانند.. آن ها که سفارش اند.. بگذریمو بقول تو از او به مهربانی یاد آریم.

ali morsali :

متا سفانه ترجمه ای که از حیدر بابا قرار داده بودید نه تنهها از مر بی وفایی گذشته بود...بل به مرز فاحشه گی و هرزگی رسیده بود...فرانسوی ها اگر به این نوع ترجمه بر می خوردند حتما تجدید نظری در مثل خود صورت می دادند!

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007