« August 2006 | صفحه اصلي | October 2006 »

September 29, 2006

چه كسم من ؟ چه كسم من ؟ كه بسي وسوسه مندم ...

در مورد ماه رمضان سكوت مي كنم جون اعتقاد دارم كه عبادت به قدري شخصي هست كه حتي در فضايي مثل وبلاگ هم مجالي براي اشاره به آن نيست ؛ اما موسيقي هميشه براي من عين عبادت بوده است ؛ مي توانم بگويم جايي كه موسيقي اي مانند " رازنو " ، " شور انگيز " و ... مرا برده اند ، هيچ كدام از اين عبادت هاي كلاسيك مرا به آنجا رهسپار نكرده اند ....

براي مني كه صدا و سيماي ايران مصداق " مرا به خير تو اميد نيست شر مرسان " است ؛ شنيدن موسيقي اي خوب از تلويزيون به رويايي مي ماند ؛ اما اين شب ها در حالي كه مانند هميشه در اتاقم بودم موسيقي مرا ناخودآگاه به سمت خود كشاند . نوايي متفاوت مي شنيدم . قطعه ايي كه شنيدم ، ‌كاري بود از آريا عظيمي نژاد براي تيتراژ يكي از اين سريال هاي مناسبتي .

موسيقي كاملا متفاوت با حال و هواي موسيقي " مولانا " و با شعري از حضرت " مولانا " . به آريا عظيمي نژاد كه تازه گي ها موسيقي متن فيلم " ميم مثل مادر " را هم از او شنيدم تبريك مي گويم به خاطر اين همه ذوق و نگاه متفاوت و اميدوارم كه نگاه متفاوتش به موسيقي در غبار به جا مانده از كارهايش گم نشود

به همه عزيزان پيشنهاد مي كنم كه اين قطعه زيبا را كه حجم كمي هم دارد را از اينجا دانلود كنند و به آن گوش دهند . ( حتما اين كار را بكنيد ! )

چه كسم من ؟ چه كسم من ؟ كه بسي وسوسه مندم
گه از آن سوي كشندم ؛ گه ازين سوي كشندم

ز كشاكش چو كمانم ؛ به كف گوش كشانم
قدر از بام در افتد چو در خانه ببندم

نفسي آتش سوزان نفسي سيل گريزان
زچه اصلم ؟ ز چه فصلم ؟ به چه بازار خرندم

نفسي همره ماهم ؛ نفسي مست الهم
نفسي يوسف چاهم نفسي جمله گزندم

نفسي رهزن و غولم ؛ نفسي تندو ملولم
نفسي زين دو برونم ؛ كه بر آن بام بلندم

بزن اي مطرب قانون هوس ليلي و مجنون
كه من از سلسله جستم وتد هوش بكندم

به خدا كه نگريزي ؛ قدح مهر نريزي
چه شود اي شه خوبان كه كني گوش به پندم؟

هله اي اول و آخر بده آن باده فاخر
كه شد اين بزم منور به تو اي عشق پسندم

بده آن باده جاني زخرابات معاني
كه بدان ارزد چاكر كه ازآن باده دهندم

بپيران ناطق جان را تو ازين منطق رسمي
كه نمي يابد ميدان بگو حرف سمندم

شعر : مولانا

September 26, 2006

وبلاگ بابام !!!

تقريبا حدود پنجاه و خورده اي ماه رمضان را بخاطر دارم ، ازآن موقع كه وقت سحر و افطار صداي توپ مي آمد ؛ همان توپي كه ميگفتن دخترا و خانوم هاي بي شوهر براي رسيدن به همسر دلخواهشان به آن دخيل مي بستن !! من كه نميدانم شايد هم حاجت شان بر آورده مي شد تا بتوانند باقي عمرشان بسرش غر بزنند ....

اين قسمتي از اولين مطلب وبلاگ بابام هست !!!

يه عالمه بهش تبريك مي گم كه تو سن پنجاه و هفت سالگي و با اين همه مسووليت ها و تعهدات سنگيني كه توي شركت خودش داره ، اما هميشه روحيش و دلش جوان بوده و حقيقتا خيلي موقع ها و سر خيلي چيز ها ،‌ جاها مون عوض مي شه و اون مي شه پسر و من مي شم بابا . براي همينه كه هميشه در رده هاي سني مختلف دوست داره و جدا تعداد دوست هايي كه توي سن و سال من داره بيشتر از تعداد دوست هاي من هست !!

من و سيما بابا مون رو به اسم صدا مي كنيم ؛ يعني از بچگي ازمون خواسته كه به اسم صداش كنيم . براي همين با همه وجود به خسرو عزيزم تبريك ميگم . برام جالب هست كه خسرو كارهاي وبلاگش را خودش كرده و اينقدر جدي هست كه Password وبلاگش را به منم نداده !!!

براش آرزوي سلامتي مي كنم و اميدوارم كه با اينكه خيلي گرفتار مسووليت هاش هست ، ‌اما بتونه حداقل هفته اي يه روز وبلاگش را به روز كنه .

وبلاگ هاي خانواده قاسمي :

1- خسرو قاسمي - خروسك

2- سيما قاسمي - بارباماما

3- سيامك قاسمي - رازنو


می خواهم " زرد " بنویسم !

از امروز می خوام یه مقدار زرد بنویسم !

تو این چند روز که داشتم چند تا پست آخرم را می خوندم ، دیدم ناخود آگاه جنبه روشنفکری من به جنبه های دیگم غلبه کرده و فضای " راز نو " خیلی خیلی روشننفکری و جدی شده ؛ این در حالی هست که به خدا من اینقدرم آدم جدی ای نیستم !

برای همین تصمیم گرفتم که " راز نو " را از شبیه ماهنامه " گلستانه " بودن در بیارم و یه مقدار به سمت " چلچراغ " شدن به پیش ببرم !

زرد نوشتنم عالم خودش رو داره ... !!

September 23, 2006

گروه استادان موسيقی ايران: پايان دوره ای ماندگار ...

اين ياداشت را تقديم مي كنم به محضر استاد محمد رضا شجريان و استاد حسين عليزاده :


اين روزها در خبرها شنيدم كه پروژه همكاري استادان محمد رضا شجريان ، حسين عليزاده ، كيهان كلهر و همايون شجريان در قالب گروه استادان موسيقي سنتي ايران پايان يافته و اين گروه موسيقي پس از نزديك به هفت سال فعاليت منحل شده است .

shajarian - alizadeh.JPG

با شنيدن اين خبر ذهن من به ياد تمامي اين سالها افتاد كه به عنوان علاقه مند جدي موسيقي سنتي قدم به قدم اجرا ها و آثار ماندگار اين گروه را دنبال مي كردم .

به ياد دارم زمان تشكيل اين گروه من در محضر " محمد رضا ابراهيمي " عزيز مشق تار مي كردم . براي ما ها كه در مكتب استاد عليزاده و با شيوه و سبك او مشق تار مي كرديم شنيدن اين خبر بسيار شوق انگيز بود – شايد برايتان جالب باشد كه همانند مذهب ،‌ در موسيقي هم روايت هاي گوناگوني از موسيقي سنتي وجود دارد ؛ اين قرائت ها به حدي است كه حتي از تك مضراب يكي از اين اساتيد مي توان فهميد كه این مضراب متعلق به عليزاده است يا استاد لطفي يا استاد شهناز و ....

و هميشه يكي از سوال هايي من از محمد رضا ابراهيمي عزيز كه خود از ياران ، دوستان و همراهان استاد عليزاده بود ، اين بود كه چرا شجريان و عليزاده پروژه مشتركي را آغاز نمي كنند - تا پيش از اين شجريان و عليزاده تنها در موسيقي متن فيلم " دلشدگان " ساخته ي مرحوم حاتمي ، در كنار يكديگر موسيقي ماندگاري را كه ساخته حسين عليزاده و همراه با آواز شجريان بود خلق كرده بودند ...

شجريان در طول چهل سال فعاليت هنري خود در دوره هاي مختلف با استادان مختلفي همراه بوده است . در اواخر دهه چهل با استاد احمد عباديي و استاد نور علي خان برومند ، در دهه پنجاه با استاد لطفي كه " سپيده " ،‌" چهره به چهره " ،" راست پنجگاه " و ... از آثار آن دوره است . در دهه شصت به همراه پرويز مشكاتيان كه " بيداد " ، " دستان " و " نوا " ... از يادگاران آن دوره مي باشد . به همين ترتيب در اوايل دهه هفتاد با گروه آوا و داريوش پيرنياكان به خلق آثاري چون " سرو چمان " ، "ياد ايام " و .. پرداختند .

در سالهاي اخير نيز شجريان به همراه عليزاده ، كلهر ، همايون مرز هاي جديدي را در موسيقي سنتي ايران گشودند .

آري ! با آنكه با همه آثار شجريان در طول اين بيست و اندي سال زندگي كرده ام اما نمي توانم كتمان كنم كه شجريان در قالب موسيقي عليزاده براي من چيزه ديگري بود .

ذهن من با روايت موسيقي عليزاده به طور عجيبي سازگار است و براي همين آواز شجريان در قالب اين موسيقي براي من چيز ديگري بود و اين چنين بود كه در طول اين سالها با " زمستان است " آرزوي دمي گرم و سري خوش كرديم براي ياران ، با " بي تو به سر نمي شود " عاشق شده ايم و با " فرياد " فرياد بر آورديم كه خانه مان آتش گرفته است ....

عليزاده همواره مي کوشد قطعه اي را بنويسد که از فيلترهاي ذهني بسياري گذشته است يعني اجازه ورود به ملودي ها و آهنگهايي را به صفحه نت خود مي دهد که از لايه هاي گوناگوني گذشته اند و سر آخر به وسيله تجربه و پختگي آهنگساز به تکامل مي رسند. در اين آثار، بداعت و تازگي از عناصر جدايي ناپذير به شمار مي آيد و شايد بتوان نام موسيقي نوين ايراني را بر آن نهاد . نوين از اين نظر که در بردارنده فضاهاي نو و بديع است و ايراني، از اين لحاظ که تمام ويژگي هاي موسيقي ايراني را در خود دارد

شجريان ، عليزاده ، كلهر و همايون در اين سالهايي كه هر صدايي كه از اين كشور خارج مي شود ، ناله اي نا صور بود ، با تورهاي متعدد اروپايي و آمريكايي خود در بهترين سالنهاي موسيقي دنيا توانستند كه نغمه اي پر شور را از موسيقي ايران به گوش ديگران برسانند و اين چنين بود كه آلبوم " بي تو به سر نمي شود " نامزد جايزه گرمي – جايزه معادل جايزه اسكار در زمينه موسيقي جهان – شد و تا جايي كه " نيويورك تايمز " درباره موسيقي آنها نوشت :

زماني كه چهار استاد موسيقي ايران در سالن “ فردريك رز نيويورك ” به اجراي موسيقي پرداختند موسيقي آنها به هيچ وجه قابل پيش بيني نبود . توالي ملودي‌هاي اين آهنگ سازان انسان را به همه‌ي جهان‌ها سوق مي‌دهد چرا كه اين موسيقي كه موسيقي پرشور است انسان را به فكر وا مي‌دارد.

موسيقي سنتي فارسي بيشتر ملودي است و كمتر داراي يك تم ثابت است. بداهه سرايان با خود آرايه و رسايي نواها را به ارمغان مي‌آورند.

نوازندگان در اين مراسم هر كدام تك نوازي و خوانندگي مي‌كردند، گويي هر كدام به ديگري پاسخ مي‌دهد. آنها از طريق ملودي‌ها در مسيري كه مي‌شناسند مي‌روند و به مخاطبان خود نيز طي اين مسير را مي‌آموزند . محمد رضا شجريان در هر سطري كه مي‌خواند شور غمگينانه‌يي را با خود به همراه مي‌آورد و اين شور را با صداي رسا، نفس‌هاي طولاني و پر اوج خود تقويت مي‌كرد .

اشعار اولين آهنگ‌ها درباره‌ي موسيقي، اميدواري و به طور مستقيم عليه اصول ديكتاتوري بود.در بخش دوم اين كنسرت اشعار از شعرهاي عرفاني صوفيانه درباره‌ي عشق بودند.

* * * * * * * *

با همه علاقه ام به آنها براي ناب بودن موسيقي شان ، اين پوست اندازي را لازم مي دانستم و به آنها تبريك مي گويم كه در اوج ، اين همكاري را پايان دادند و شنيده ام كه شجريان در آستانه شصت و شش سالگي با گروه جديدي شامل محمد فيروزي نوازنده عود، مجيد درخشاني نوازنده تار و سعيد فرج پوري نوازنده کمانچه و بهمراه همايون شجريان به دنيال تجربيات جديد است .

حسین علیزاده و کیهان کلهر نیز هر کدام به طور جداگانه تجربیات متفاوت خود را در زمینه موسیقی پی گیری می کنند . كه بر این اساس کلهر با اردل ارسنجان نوازنده آربایجانی قعطاتی را خلق کرده که قرار است در ماههای آینده وارد موسیقی ایران شود. ...

در پايان فضاي هنرمندانه اي را كه استاد عليزاده از لحظات خلق موسيقي در درون اين گروه پرشور توصيف مي كند را در اينجا نقل مي كنم ....

با مهر و مهرباني شروع شد.
روز ديدار، روز نغمه ساز، روز همنوايي بي اختيار نوا سر داديم.
نوايي عطرآگين، عطر دوستي ها، عطر خاطرات. صداها، درهم آميخته مي شد.
«با من صنما دل يکدله کن»
نغمه ها هر روز ما را به هم نزديکتر مي کرد.
در هر ديدار همنوايي بهانه اي بود تا دلتنگ نباشيم.
شور جواني «همايون»
احساس لبريز شده «کيهان»
و پختگي و درايت شجريان،
لذت کار را بي انتها مي کرد.
لحظه ها سپري مي شد؛
اما گويي به زمان و مکاني محدود نبود.
نغمه ها، دل مي سرود.
دل به دل نسلي به نسل.
چهار نسل پيوند مي خورد و يکصدا و يک نفس مي گفت :
بي همگان به سر شود/ بي تو به سر نمي شود
....

در همین زمینه :

محمدرضا شجريان در آستانه شصت و شش سالگي - ایسنا

فعالیت شجریان با یک گروه جدید

September 22, 2006

3 پيشنهاد به رئيس جمهور !!!

جورج بوش رئيس جمهور آمريكا در قسمتي از سخنراني خود در شصت و يك مين اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل گفته است كه ما هم مي گوئيم دستيابي به انرژي هسته اي حق مسلم مردم ايران است ...

بفرما ! جورج بوش هم اعتراف كرد كه : انرژي هسته اي حق مسلم ماست !!

آمريكا كه مي گويد انرژي هسته اي حق مسلم ماست !
اروپا هم كه مي گويد انرژي هسته اي حق مسلم ماست !
رئيس جمهور مردمي ما هم كه مي گويد انرژي هسته اي حق مسلم ماست !

با بررسي اين شرايط به اين نتيجه مي رسيم كه گويا اختلافات پيش آمده در پرونده هسته اي بر سر نوع " ماست " مورد اشاره است ؛ از همين رو مذاكرات فشرده بين خاوير سولانا و لاريجاني همچنان ادامه خواهد داشت تا نوع ماست مورد اشاره مشخص شود . بنا بر اخبار رسيده طرف اروپايي تاكيد دارد كه ماست مورد استفاده حتمي بايد چكيده باشد و ما زير بار اين حرف نرفته و گفتيم ما فقط از ماست هاي موسير دار استفاده خواهيم كرد .


* * * * *‌ * * *

رئيس جمهور در قسمتي از سخنراني هاي خود در اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل اشاره كرده است كه ايران تا چند سال آينده مي تواند اورانيوم و سوخت مورد نياز نيروگاه هاي هسته اي آمريكا را تامين كرده و براي اين كشور ارسال كند !!!!!!!!!!!

به خدا اين اعتماد به نفس قابل تقدير است !!!!

من پيشنهاد مي كنم ،‌ پيش شرط ايران براي تعليق غني سازي بايد اين باشد كه در دوران تعليق يك هفته آمريكا غني سازي كند و ما در تعليق باشيم و يك هفته ما غني سازي كنيم و امريكا در تعليق باشد !!! اينطوري هم هر دو تعليق كرديم و هم نيرو گاه هاي هسته اي ما دو ابر قدرت دنيا دچار كمبود سوخت هسته اي نمي شود !!

* * * * * * * *

رئيس جمهور در مصاحبه مطبوعاتي خود در نيويورك در جواب سوالي كه پرسيده شد شما كه اينقدر فرياد عدالت خواهي سر مي دهيد چرا در كشور خودتون روزنامه ها به راحتي توقيف مي شود ، انسانها به خاطر اعتقاداتشان به راحتي راهي زندان مي شوند و ... جوابي داد كه دل هر انسان آزاده اي كباب مي شد

رئيس جمهور گفت : در كشور ما تفكيك قوا وجود دارد و هر قوه كار خود را مي كند . به عنوان مثال شايد شما ندانيد ، در كشور ايران دولت تنها و تنها يك روزنامه و رسانه متعلق به خود دارد – منظور روزنامه ايران هست - و سه ماه پيش به علت تخلفي كه در اين رسانه صورت گرفت ، دادگاه اين رسانه را توقيف كرد و رئيس جمهور هم نتوانست كاري براي رفع توقيف آن رسانه انجام دهد ؛ اين نشان دهنده تفكيك قوا در ايران بوده و اين عين آزادي و دموكراسي هست !!!

واقعا من ديشب براي مظلوميت دولت لحظاتي گريستم . از فردا هم قرار شد كه هماهنگي هاي لازم را انجام بدهم كه دولت حداقل هفته اي يك ستون در روزنامه هاي غير دولتي كيهان ، اطلاعات ، جمهوري اسلامي و ... داشته باشد و بتواند هفته اي 2 ساعت هم در يكي از شبكه هاي خصوصي صدا و سيماي غير دولتي ايران برنامه اي داشته باشد ...

September 18, 2006

ترجمه

فرانسوی ها معتقدند که ترجمه مثل " زن " می مونه ! اگر وفادار باشد ، زیبا نیست و اگر زیبا باشد وفادار نیست ... !

من به جای این فرنگی های از خدا بی خبر از همه خانمها عذر خواهی می کنم ؛ به دل نگیرید عزیزان اونا نمی فهمند ... !!!

حیدر بابا

فردا یکصدمین سالروز تولد شهریار است . با اینکه همیشه تصوری حکومتی از شعر شهریار داشته ام ، اما معتقدم مجموعه " حیدر بابا " ی او ، سرشار از رنگ و بوی هویت است و با اینکه از دوران نوجوانی هرگز معنی کامل حیدر بابا را به دلیل آنکه به زبان آذری سروده شده بوده است نمی فهمیدم ، اما همیشه حس نوستالژیکی نسبت به این منظومه داشته ام . این چند قطعه را از منظومه " حیدر بابا " در اینجا نقل می کنم و به همه دوستانم پیشنهاد می کنم که حداقل با ترجمه این قطعات هممراه شوند ...

حيدربابا ،‌ سنون اوزون آغ اولسون !
دؤرت بير يانون بولاغ اولسون باغ اولسون !
بيزدن سورا سنون باشون ساغ اولسون !
دونيا قضو- قدر ، اؤلوم - ايتيمدى
دونيا بويى اوغولسوزدى ، يئتيمدى

حيدربابا ،‌ هميشه سر تو بلند باد
از باغ و چشمه دامن تو فره مند باد
از بعدِ ما وجود تو دور از گزند باد
دنيا همه قضا و قدر ، مرگ ومير شد
اين زال کى ز کشتنِ فرزند سير شد ؟

.......

حيدربابا ، دونيا يالان دونيادى
سليماننان ، نوحدان قالان دونيادى
اوغول دوغان ، درده سالان دونيادى
هر کيمسَيه هر نه وئريب ، آليبدى
افلاطوننان بير قورى آد قاليبدى


دنيا همه دروغ و فسون و فسانه شد
کشتي عمر نوح و سليمان روانه شد
ناکام ماند هر که در اين آشيانه شد
بر هر که هر چه داده از او ستانده است
نامى تهى براى فلاطون بمانده است

........

حيدربابا ، يار و يولداش دؤندولر
بير-بير منى چؤلده قويوب ، چؤندولر
چشمه لريم ، چيراخلاريم ، سؤندولر
يامان يئرده گؤن دؤندى ، آخشام اولدى
دونيا منه خرابه شام اولدى

حيدربابا ، گروه رفيقان و دوستان
برگشته يک يک از من و رفتند بى نشان
مرد آن چراغ و چشمه بخشکيد همچنان
خورشيد رفت روى جهان را گرفت غم
دنيا مرا خرابة شام است دم به دم

.........

حيدربابا ، قارلى داغلار آشاندا
گئجه کروان يولون آزيب ، چاشاندا
من هارداسام ، تهراندا يا کاشاندا
اوزاقلاردان گؤزوم سئچر اونلارى
خيال گليب ، آشيب ، گئچر اونلارى

گر کاروان گذر کند از برفِ پشت کوه
شب راه گم کند به سرازيرى ، ‌آن گروه
باشم به هر کجاى ، ز ايرانِ پرشکوه
چشمم بيابد اينکه کجا هست کاروان
آيد خيال و سبقت گيرد در آن ميان

..........

حيدربابا گؤيلر بوتون دوماندى
گونلريميز بير- بيريندن ياماندى
بير- بيروزدن آيريلمايون ، آماندى
ياخشيليغى اليميزدن آليبلار
ياخشى بيزى يامان گونه ساليبلار

حيدربابا ، تمام جهان غم گرفته است
وين روزگارِ ما همه ماتم گرفته است
اى بد کسى که که دست کسان کم گرفته است
نيکى برفت و در وطنِ غير لانه کرد
بد در رسيد و در دل ما آشيانه کرد

.........

حيدربابا ، غيرت قانون قاينارکن
قره قوشلار سنن قوپوپ ، قالخارکن
او سيلديريم داشلارينان اوینارکن
قوزان ، منيم همتيمى اوردا گؤر
اوردان اَييل ، قامتيمى داردا گؤر

تا خون غيرت تو بجوشد ز کوهسار
تا پَر گرفته باز و عقابت در آن کنار
با تخته سنگهايت به رقصند و در شکار
برخيز و نقش همت من در سما نگر
برگَرد و قامتم به سرِ دارها نگر

.........

حيدربابا ، سنون گؤيلون شاد اولسون
دونيا وارکن ، آغزون دولى داد اولسون
سنن گئچن تانيش اولسون ، ياد اولسون
دينه منيم شاعر اوغلوم شهريار
بير عمر دور غم اوستونه غم قالار

حيدربابا ، دلِ تو چو باغِ تو شاد باد !
شَهد و شکر به کام تو ، عمرت زياد باد !
وين قصه از حديث من و تو به ياد باد !
گو شاعرِ سخنورِ من ، شهريارِ من
عمرى است مانده در غم و دور از ديارِ من

ترجمه : دکتر بهروز ثروتیان

September 16, 2006

فیلترنت ملی = اینترنت جهانی - 10 میلیون سایت فیلتر شده !

به گفته مدیران شرکت فناوری اطلاعات مخابرات ایران تاکنون بیش از 10 میلیون سایت اینترنتی در ایران توسط مراجع ذی ‌صلاح اعم از قوه‌ قضاییه، کمیته تعیین مصادیق سایت های غیر مجاز اینترنتی و بانک اطلاعاتی نرم‌ افزارهای فیلترینگ ، فیلتر شده است !

به گفته این مدیران به طور متوسط ماهیانه تعداد هزار سایت که از طریق مراجع ذی‌صلاح (قوه‌ قضاییه و کمیته‌ی تعیین مصادیق سایت های غیر مجاز اینترنتی) اعلام می‌شود، فیلتر می‌شوند، ضمن آن‌ که بانک اطلاعاتی نرم‌افزار فیلترینگ که به صورت روزانه و اتوماتیک از سایت شرکت سازنده به‌ روزرسانی می‌شود نیز مبادرت به فیلترینگ روزانه 200 تا 300 سایت غیر اخلاقی و فیلترشکن می‌کند.

سایت‌هایی که فیلتر شده‌ ، اغلب دارای مواردغیر اخلاقی و یا معرف روش‌های عبور از سیستم پالایش (proxy) هستند. بیش از 90 درصد سایت‌های فیلتر شده ، غیر اخلاقی بوده‌ اند . علاوه بر بانک اطلاعاتی سیستم فیلترینگ ، مشتمل بر 10 میلیون سایت غیر مجاز اینترنتی ، از آغاز نصب این سیستم تاکنون تعداد 13000 سایت نیز توسط مراجع ذیصلاح به این شرکت اعلام شده که سیستم فیلترینگ در مورد آن‌ها اعمال شده است !

به گفته مدیران شرکت فناوری اطلاعات موارد اعتراض رسمی به سایت‌های فیلتر شده توسط سیستم فیلترینگ مخابرات، اغلب به مسدودسازی سایت‌های خبری، اجتماعی و یا سیاسی بازمی‌گردد که تعداد آن‌ها نیز تاکنون کمتر از 100 مورد بوده است !

اما در مورد صحبت های مدیران شرکت فناوری اطلاعات نکات زیر جالب به نظر می رسد :

1. بنا بر آمار ارائه شده بیش از 10 میلیون سایت اینترنتی فیلتر شده است که از این تعداد نزدیک 1 میایون سایت خبری ، اجتماعی و سیاسی بوده است و در مقابل این 1 میلیون سایت فیلتر شده ، تنها 100 مورد اعتراض به مخابرات شده است !!!!

من حقیقتا این آمار ها را نمی توانم درک کنم . تصور کنید 1 میلیون سایت خبری و اجتماعی و سیاسی در این چند سال فیلتر شده است ؛ من نمی دانم این همه تلاش برای ایجاد دیوار بین مردم و رسانه های غیردولتی برای چیست ؟ مگر چه در این مملکت می گذرد که مردم ایران باید اینگونه در قرنطینه خبری باشند . به نظر می رسد امنیت کشوری مانند ایران ، اگر قرار است با خبر رسانی چند سایت اینترنتی به خطر می افتد ، باید بازنگری جدی و دوباره درباره تعریف امنیت ملی در دنیای جدید انجام داد .

2. به نظر من لازم به نظر می رسد مدیران شرکت فناوری اطلاعات آماری را از هزینه های انجام شده برای فیلترینگ در این سالها نیز اعلام کنند تا مردم بدانند که دولت چه هزینه های را برای قرنطینه خبری مردم در این سالها صرف کرده است .

3 . در مورد فیلترینگ سایت های غیر اخلاقی هم به نظر من عزیزان چنان با فشار مردم را به سمت درهای بهشت هل می دهند که این خطر هر لحظه وجود دارد که مردم عزیز ایران ناگاه از ته جهنم بزنند بیرون !!

September 11, 2006

هاليوود در هاليوود !

terrorist1.JPG


هميشه اين تعبير در ذهنم هست كه دنياي پيش از 11 سپتامبر با دنياي پس از 11 سپتامبر دو دنياي متفاوت است . آري ! امروز 11 سپتامبر است .

هاليوود در هاليوود ! 5 سال پيش در یك حادثه تكان دهنده جهان شاهد بزرگ ترین و بی نظیرترین عملیات تروریستی در دنیای مدرن یعنی كوبیدن هواپیماهای مسافربری به برج های دوقلو در یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ بود . عملياتي كه در نتیجه آن هزاران تن كشته و هزاران تن دیگر زخمی شدند و رعب و وحشت بی نظیر جهان و به ویژه آمریكا را فراگرفت.

آمریکا ، كشور مدرن و پيشرفته اي كه از دو جنگ جهانی در اوایل قرن گذشته میلادی پیروز بیرون آمده بود و برخلاف اروپا كه نظامیان و غیرنظامیانش به یكسان در معرض جنگ ها و كشتارها و بمباران ها بودند ، تاكنون دست كسی به داخل آمریكا نرسیده و در آنجا وحشت نیافریده بود ؛ به يك باره خود را در ميان جنگي تمام عيار مي ديد .

شاید تا این تاریخ مردم آمريكا اخبار تغییرات آب و هوا را بیشتر به زندگی خود مربوط دانسته و دنبال می كردند تا اخبار جنگ ها و حوادثی را كه هر روز در گوشه و كنار جهان اتفاق می افتاد و از میان نظامیان و غیرنظامیان قربانی می گرفت و در میان مردم رعب و وحشت می افكند. اما این بار دولت و مردم آمریكا برای اولین بار نزدیك و جدی بودن خطر را احساس كردند .

تروريسم و القاعده قلب آمريكا را هدف قرار دادند . القاعده و بن لادن در عملياتي هماهنگ و حقيقتا در ابعاد فيلم هاي هاليوودي مركز تجارت جهاني را به عنوان نماد سرمايه داري ، پنتاگون را به عنوان نماد قدرت نظامي و كنگره را به عنوان نماد دموكراسي آمريكايي هدف قرار دادند و دنيا را در آغاز قرن جديد وارد چالشي جديد كردند .

آنچه كه بر ابعاد دهشت آفرینی القاعده در اين عمليات ها می افزاید این بود كه برخلاف جنگ های كلاسیك و یا جنبش های ایدئولوژیك متعارف كه در آن دوست و دشمن مرز نسبتا روشنی دارند این مرزها برای بن لادن و القاعده كه آمیزه ای از اصول مذهبی از جهان قدیم و آموزه ها و تفاسیر برگرفته از ایدئولوژی های مدرن را مبنای ایدئولوژی و عمل خود قرار داده اند چندان روشن نبوده است . .

5 سال پيش در چنين روزي بزرگترين عمليات تروريستی قرن به وقوع پيوست و دنياي پس از 11 سپتامبر اين نكته را دريافت كه از دل نزديك ترين هم پيمانان غرب و امريكا كه بيشترين منافع مشترك را با آمريكا داشته اند – همچون عربستان - اگر نسيم دموكراسي و آزادي در اين كشور ها نوزيده باشد ،‌مي تواند بن لادني بيرون بيايد كه غرب را به چالشي همه جانبه فرا خواند .

البته تروریسم اتهامی است كه بن لادن آن را رد می كند . او قبول دارد كه كشتن مردم و زنان و كودكان بی گناه در اسلام مجاز نیست ولی مدعی است كه اقدامات او و سازمانش القاعده مقابله به مثل است و تا زمانی كه آمریكاییان و غربی ها امنیت مردم مسلمان را از طریق حمایت از اسرائیل و حكومت های مشابه و دست نشانده و مسلح كردن آنها به خطر می اندازند القاعده نیز كشتن مردم آنها را حق مشروع خود خواهد دانست. و اين چنين است كه او مي گويد می گوید: اگر انتقام گرفتن از كشتار مردم ما تروریسم است، اگر كشتن كسانی كه كودكان ما را می كشند تروریسم است، پس تاریخ شاهد باشد كه ما تروریست هستیم.....

عكس 1 :

terrorist2.jpg

عكس 2 :

terrorist3.jpg

September 8, 2006

مديريت ايراني ... !

اين ياداشت را تقديم مي كنم به همه مديران ايراني ... !

مسابقه :

race1.JPG

يه روز يه تيم قايقراني ايراني تصميم مي گيرد كه با يك تيم ژاپني در يك مسابقه سرعت شركت كنند. هر دو تيم توافق مي كنند كه سالي يك بار با هم رقابت كنند ....
هر تيم شامل 8 نفر بود ...
در روزهاي قبل از اولين مسابقه هر دو تيم خيلي خيلي زياد تلاش مي كردند كه براي مسابقه به بيشترين آمادگي برسند .
روز مسابقه فرا مي رسد و رقابت آغاز مي شود . هر دو تيم شانه به شانه هم به پيش مي رفتند و درحالي كه قايقها خيلي نزديك به هم بودند ، تيم ژاپني با يك مايل اختلاف زودتر از خط پايان مي گذرد و برنده مسابقه مي شود ...

race2.JPG

بازيكن هاي تيم ايران از اين شكست حسابي ناراحت مي شوند و با حالتي افسرده از مسابقه بر مي گردند ...

مسوولان تيم ايران تصميم مي گيرند كاري كنند كه در رقابت سال آينده حتما پيروز بشند ؛ براي همين يك تيم آناليزور استخدام مي كنند براي بررسي علل شكست و پيشنهاد دادن راه كارها و روشهاي جديد براي پيروزي ...

race3.JPG

بعد از تحقيقات گسترده ،‌ تيم تحقيق متوجه اين نكته مهم شدند كه در تيم ژاپن ، 7 نفر پارو زن بوده اند و يك نفر كاپيتان ...

race4.JPG

و خب البته در تيم ايران 7 نفر كاپيتان بوده اند و يك نفر پارو زن ...!!!

race5.JPG

اين نتايج مديريت تيم را به فكر فرو برد ؛ مديران تيم تصميم گرفتند كه مشاوراني را استخدام كنند كه يك ساختار جديدي را براي تيم طراحي كنند ..

بعد از چندين ماه مشاوران به اين نتيجه رسيدند كه تيم ايران به اين دليل كه كاپيتان هاي خيلي زياد و پارو زن هاي خيلي كمي داشته شكست خورده ، درپايان بررسي ها مشاوران يك پيشنهاد مشخص داشتند : ساختار تيم ايران بايد تغيير كند !

race6.JPG


از آن روز به بعد با ارائه راه كار مشاورين تيم ايران چنين تركيبي پيدا كرد : 4 نفر به عنوان كاپيتان ، 2 نفر يه عنوان مدير ، ‌1 نفر به عنوان مدير ارشد و 1 نفر به عنوان پارو زن (!!!) علاوه بر اين مشاورين پيشنهاد كردند براي بهبود كاركرد پارو زن ، حتما يايد پاروزني با صلاحيت و توانايي بهتر در تيم به كارگرفته شود !

race7.JPG

......

...........

و در مسابقه سال بعد تيم ژاپن با دو مايل اختلاف پيروز مي شود ...!

race8.JPG

بعد از شكست در دومين مسابقه ، مديران تيم كه خيلي ناراحت بودند در اولين گام خيلي سريع پارو زن را از تيم اخراج مي كنند ، زيرا به اين نتيجه رسيدند كه پارو زن كارايي لازم را در تيم نداشته است .

race9.JPG

اما در مقابل از مدير ارشد و 2 نفر مدير تيم خود قدرداني مي كنند و جوايزي را به آنها مي دهند ، براي اينكه اعتقاد داشتند كه آنها انگيزه خيلي خوبي را در تيم ايجاد كردند و در مرحله آماده سازي زحمات زيادي كشيده اند ...

race10.JPG

مديران تيم ايران در پايان به اين نتيجه رسيدند كه تيم آناليز كه به خوبي به بررسي دلايل شكست پرداخته بودند ، تيم مشاوران هم كه استراتژي و ساختار خيلي خوبي براي تيم طراحي كرده بودند و مديران تيم هم كه به خوبي انگيزه لازم را در تيم ايجاد ايجاد كرده بودند ، پس حتما يكي از دلايل اين شكست ها ، ناكارامدي ابزار و وسايل استفاده شده بوده است (!!!) و براي بهبود كار و گرفتن نتيجه در مسابقه سال آينده بايد وسايل استفاده شده در مسابقه را تغيير دهند ، در نتيجه :

تيم ايران اين روزها در حال طراحي يك " قايق " جديد است .... !!

September 1, 2006

گاف بزرگ سي ان ان !

2006-08-29-CNNPhillips.jpg

روز سه شنبه 29 آگوست در هنگام پخش زنده سخنراني جورج بوش در سالگرد طوفان كاترينا از شبكه خبري سي ان ان اتفاقي افتاد است كه در نوع خود بسيار نادر است . در ميان سخنراني بوش ، صداي مجري خبري سي ان ان خانم Kyra Phillips كه فراوش كرده بود ميكروفون بي سيم خود را خاموش كند و به دستشويي رفته بود به مدت 1 دقيقه و 20 ثانيه بر روي سخنراني بوش پخش شده است . جالب اينجا است كه او در دستشويي در حال گفتگو با خانم ديگري درباره شوهر و برادرش بوده است .

اين اتفاق طي روزهاي گذشته ، جنجالهاي رسانه اي گسترده اي را سبب شده است و شبكه خبري سي ان ان به خاطر اين اشتباه بزرگ رسما از بينندگان خود و مقامات كاخ سفيد عذر خواهي كرده است .

براي دانلود فايل تصويري اين گاف بزرگ سي ان ان و اطلاع از متن كامل گفتگوي Kyra Phillips اينجا را ببينيد .
عذر خواهي رسمي سي ان ان را در اينجا مطالعه كنيد .

رامین جهانبگلو آزاد شد ، اما ... !

64.jpg

رامين جهانبگلو، پژوهشگر ايرانی و از چهره های سرشناس عرصه فلسفه ايران پس از حدود چهارماه بازداشت از زندان آزاد شد .
جهانبگلو ساعتی پس از آزادی به طور غیر منتظره و غیر متعارف در خبرگزاری ایسنا حضور پیدا کرده و اقدام به مصاحبه با خبرگزاری ایسنا کرده است ؛ این حضور غیر منتظره با توجه به اين‌كه گفته شده بود که قرار است اعترافات جهانبگلو از تلويزيون پخش شود، اين احتمال را به وجود آورد كه وي با رفتن به خبرگزاري ايسنا قصد داشته است بخشي از اعترافات خود را در ايسنا بيان كند .

و به نظر می رسد ، حرفهای گفته شده رامین جهانبگلو در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا بیانگر این نکته است که این مصاحبه ، روش جدید بیان اعترافات در سیستم قضایی است ؛ با این حال من این روش را به فال نیک می گیرم و آن را قدمی به سوی جلو می دانم ؛ نکته ای که جالب به نظر می رسد این است که همانطور که اتهام جهانبگلو تلاش برای " انقلاب نرم " بوده است ، مصاحبه انجام شده و اعترافات او را هم می توان به " اعترافات نرم " تشبیه کرد .

او در قسمتی از این مصاحبه که به تعبیر ایسنا کاملا غیر منتظره و بدون مقدمه بوده است اظهار داشت : که با "بيگانگان" در ارتباط بوده و مورد " سوء استفاده" موسسات تحقيقاتی آمريکايی قرار گرفته است . وی گفت: مدتی که در زندان بودم احساسم اين بود که نهادهای آمريکايی مرا در جريانی قرار دادند که اين جريان، جريانی نبوده که من بخواهم در آن قراربگيرم ، آمريکا سعی می‌کند که با نخبگان و فرهيختگان و محققان ما تماس گرفته و آن ها را شناسايی کرده و در حلقه‌هايی قرار دهد و با آن ها ارتباطات مستمر داشته باشد و به جاهايی بکشاند...

قصد داشتم قسمت های بیشتری از این اظهارات را اینجا بیان کنم ، اما پیشنهاد می کنم که متن کامل این مصاحبه و اعترافات را از اینجا مطالعه کنید .

متن کامل مصاحبه رامین جهانبگلو با خبرگزاری ایسنا در ساعاتی پس از آزادی موقت !

عکس از خبرگزاری ایسنا

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007