« سنت و مدرنيته | صفحه اول | گزارشي درباره پارازيت هاي ماهواره اي »

سفر به واقعيت : نمای نزديك از تبريز

Tabriz.png


هنوز يك ساعت نمي شه كه از تبريز برگشتم . براي يه مسافرت كاري ، يكي دو روزي رفته بودم اونجا . از آخرين باري كه تبريز رفتم يه 7 سالي مي گذشت . در اين فرصت اندك در كنار كار خودم ، ‌خيلي تلاش كردم كه با آدم ها باشم ، حرف بزنم و در و دل هاشون را گوش كنم ! بخصوص كه رفتن من درست پس از بازگشت رئيس جمهور از اين استان بود !

با آدم هايي از طبقه هاي مختلف حرف زدم ؛ از راننده تاكسي گرفته تا كتابفروش و دانشجوي پزشكي و بازرگان ...

وقتي در تبريز بودم ، ‌خيلي زياد به مانا نيستاني و مهرداد قاسم فر فكر مي كردم . با هر كسي كه حرف مي زدم ، ‌ازشون مي پرسيدم كه در تبريز چه خبر بوده ، چرا تبريز شلوغ شده بود و از اين حرف ها ...

خيلي حرف هاي جالبي شنيدم . همه و همه از فرهيخته و روشنفكر گرفته تا راننده تاكسي و ... وقتي از كاريكاتور ها گفتم ؛ مي گفتند كه آقا اون روزنامه و كاريكاتور بهانه بود . مردم ديگه از اين همه تبعيض به تنگ آمده بودند و اين بهانه اي بود براي اينكه اعتراض كنند . وقتي پرسدم كه مردم از چه به تنگ آمده اند مي گفتند كه از " تبعيض " ! از تلاش حكومت براي عقب نگه داشتن ؛ از رشد شديد بيكاري و از اينكه كارخانه ها داره يكي يكي تعطيل مي شه ،‌ از اينكه می گفتند ما نه تنها تو اين سالها پيشرفت نكريم كه عقب هم رفتيم .

تبريزي ها مي گفتند كه ما چيز زيادي نمي خواهيم ؛ ما فقط مي خواهيم همون اندازه كه به اصفهان و مشهد و رفسنجان توجه مي شود به ما هم توجه بشه ؛‌ مي گفتند : از زمان مشروطه تا به حال از همه جاي ايران ، بيشتر براي اين كشور هزينه داده ايم ؛ اما حالا به جرم " ترك " بودن از خيلي جاها محروم تر هستيم . ما مي خواهيم بچه هاي ما تو مدرسه علاوه بر داستان هاي فارسي ،‌ داستان تركي هم بخونند . بچه هاي ما به ما مي گن زبان تركي " املي " هست ، ‌چون همه داستان ها فارسي هستند ، اما اونا نمي دونند كه ما هم داستان و شعر تركي زياد داشتيم .

آري ! همه اين حرف ها را از زبان مردم كوچه و بازار تبريز شنيدم و باز هم مثل هميشه به اين حرفم رسيدم كه ما توي ايران همه چيزمون سياسي هست . سياسي به دنيا مي آيم ،‌سياسي زندگي مي كنيم و سياسي مي ميريم ...

وقتي از مردم پرسدم كه آيا از كاريكاتور ناراحت شديد ؟ خيلي جواب هاي جالبي شنيدم . بهم گفتن : نه ! اون کاریکاتور فقط یک بهانه بود . یه کبریت بود به بشکه باروت ناراحتی ها و گله های چندین ساله مردم ترک زبان و وقتي تلويحا از مانا گفتم . جواب يه راننده تاكسي برام بي نهايت جالب بود كه گفت : مردم از اوني كه اون كاريكاتور كشيده ناراحت نيستيم ؛ از روز اول هم نبودند . اونم مثل خيلي پسرهاي ما مي مونه كه الان بعد از 2 ماه همچنان تو بند هستند ؛ اون حتما خودش مي دونه كه ما مردم تبريز و ترك براي كار اون اعتراض نكرديم ، ‌اما اون بالايي ها ،‌ همه گناه هاي چندين سالشون را سر اون ريختن و اون داره جاي اونا تاوان پس مي ده . اين همه فرهيخته گي از يه راننده تاكسي حقيقتا مرا شك زده كرد !

با مردم از استقلال آذربايجان گفتم و از اينكه آيا دوست داريد استقلال پيدا كنيد ، ‌يا اينكه مشكلاتتون رفع بشه و بهتون بيشتر توجه بشه ؟ خيلي برام جالي بود . همه ، از هر طبقه اي كاملا با استقلال بيگانه بودند . همه خودشون را قسمتي از ايران مي دونستند و مي گفتند : استقلال چيه آقا ! ما ايراني هستيم . ما فقط مي خواهيم ما را به جرم " ترك " بودن ،‌ عقب نگه ندارند و امكانات بهمون بدند .

يه تفسير خيلي جالي هم از يه آقايي كه بهم گفت توي كار فرش هست شنيدم . بهم گفت : آقا ! اين روزها ، ‌يه سري آدم از اينطرف و اونطرف مي گن كه جمهوري آذربايجان كه باكو مركزش هست با آذريايجان ايران ،‌ بايد يه كشور بشن به پايتختي تبريز . اما آقا ! ما با اونا خيلي غريبه ايم . اونا 70 سال زير حكومت شوروي بودن و مثل اونا شدن . تو باكو ممكنه يه آقا شب دست رفيقش را بگيره و ببره خونشون و با خانمش اينا باشه .... اما ما بميريم هم نمي تونيم اين چيزا رو قبول كنيم . تنها شباهت ما با ا اونا اينه كه تركي حرف مي زنيم ، فقط همين !

برام از روزهاي شلوغي گفتند ؛ از اينكه مردم چند تا بانك و تعداد زيادي عابر بانك از جمله بانك ملت چهارراه آبرسان را آتش زدند . از اينكه يه تعدادي كشته شدند و 200 ، 300 نفري بازداشت شدند ... از اينكه روزهاي آخر اعتراض ها ،‌ يه سري نيروهاي ضد شورش جلوي بانك ها اومده بودند كه با هم عربي (!) حرف مي زدند و بنده خدا ها فكر مي كردند كه اونها را از خوزستان آوردن ! اينگونه وحدت بين استانها در اين مملكت حفظ مي شود . بهشون گفتم : نه عزيزان ! خوزستان چيه ؟ اينا نيروهاي حزب الله لبنان هستند كه براي اين روزها تربيت شدند ! خدا سيد حسن نصرالله را حفظ كنه ...

اما صحبت هاي فارس زبانهاي مقيم تبريز هم برام جالب بود . اينكه توي اون روزها ، به هيچ وجه نبايد توي شهر فارسي حرف مي زدند ، اينكه ماشين هاي نمره تهران يه 10 روزي از خونه هاشون خارج نشده اند و ...

توجه
راز نو : من هر آنچه را كه ديدم و شنيدم را بدون كم و كاستي بيان كردم و حقيقتا هيچ نفعي هم از قلب واقعيت نصيب من نمي شود ؛ من فقط شاهدي بودم بر آنچه ديدم . همه تلاش من هم بوده كه همه نظرات را چه مخالف و چه موافق منتقل كنم . اما افسوس كه بعضي از دوستان ، ‌آنقدر بغض كينه چشمانشان را كم سو كرده كه زباني جز دشنام و ناسزا ندارند . تنها خط قرمز من در قبول نظرات ، قبول نكردن فحش و ناسزا بوده ، ‌هست و خواهد بود .



نظرات

student :

It was really interesting, I enjoyed it a lot. Thanks for reporting your valuable experience

یک فارس زبان :

زنده باد ایران و مردم همیشه آگاهش.

:

سيامك جان !
خودت كه بهتر ميداني شاه براي سركوب مردم نيروهاي اسرائيلي را در تهران به جان مردم مي انداخت و اينها نيرو هاي حزب ا.. لبنان .تز بازي همان است، رنگ مهره ها عوض شد .
يادم هست كه در دوران بازداشتم بازجويم مي گفت كه براي مانا و مهرداد حكم سختي در راه است (بماند كه چرا بايد يك بازجوي رده دوازده سيزده امنيتي از راي قاضي مطلع باشد؟!!!)
ميگفتم چرا ؟ ميگفت چون شورش مردم آذربايجان به نفع بزرگداشت بابك خرمدين تمام شده.
(تلويحا ميگفت كه حكومت نتوانسته به نفع خود وضع پيش آمده رافرماندهي كرده و جلو برد مثل قضيه كوي دانشگاه كه با تحصن بسيجيان در مسجد به آن خاتمه دهد و دم از ولايت زدن ختم قضايا باشد)

احمد :

دوبار نوشته ات را خواندم ، ساده و بهترين گزارش سفري بود از تبريز و بيان واقعيت مردم تبريز و ستمي که تحمل مي کنند.

payam :

سلام آقا سیامک
اولین بار بود وبلاگت رو می خوندم.
به خاطر اینکه خسته نشدی و هنوز می نویسی خسته نباشی
من دانشجوی تبریزم اما ساکن تهران
حرفات همش درسته اما همه داستان نیست
درسته که کاریکاتور مانا یه بهونه بود اما بیشتر بهونه ای بود برای پان ترکها که فرصت رو مناسب دیدند برای سواستفاده. نمی گم همگی افکار پان ترکی داشتند اماتعدادشون قابل توجه بود.
زیاد حرفیدم
شرمنده
موفق باشی

vali :

shere bere jalbi nabod

azarbaijanli :

برای کثافتی مثل تو بسیار متاسفم که با نگارش چنین وازه هایی عقده های خودت را خالی میکنی همه میدونند که قوادی و قورومساقی از پارسیان به جا مونده و خود بنده حد اقل پانصد نفر از زنان پارس را با رضایت شوهرانشان قائیدم. شاید اگر اطلاعات و نشانی بدم بتونی خوب منو بخاطر بیاری .

iman :

man ye tabriziam azaton tashakor mikonam ke dar morede tabriz neveshtin fek konam to in modaty ke inja boodin motavajeh shodin ke tazahorate mardome tabriz bozorgtarin tajamoe mardomie bad az engelab bood , be in fek kardin ke chera roshanfekran va mobarezine markaz neshin engad be in gazie bi tavajohi kardan ta hadi ke hata to baianie ganji baraye etesab ghazaham esmi az zendaniaye azarbaijan be mion nemiad , ya dar gerdehamayie defa az tajamoat khanom shirin ebadi hich sohbate raje be azarbaijan nemikone?man az shoma khahesh mikonam ke to tehran raje be in gazie kar konin , chon age vaz injory pish bere , tajzie talabha kar ro be jahaye barik khahand keshond , ino motmaen bashin

navid :

داداش با دروغ هیچگاه حق پیش نمی رود .کدام لبنانی در تبریز بود؟ .البته جزیی از مسائلی که اشاره شده حقیقت دارد ولی اگر اعتراض قومیتی روا باشد دیگر اقوام باید اعتراض کنند نه اذریهای عزیز که بیش از شصت درصد پستهای کلیدی را در اختیار دارند

yunes :

سلام
نمیخوام بگم همه حرفاتون دروغه. شاید دنیاهای ما فرق میکونه.فقظ اینو بدونین تا وقتی افکار شوونیستی هست تبعیض هست تحریف تاریخ هست، گفتگوی ماها به جایی نمیرسه. خودتونو دارین بد جوری گول میزنین.

shahram :

kash forsati dashtid ke be naghadeh ham beravid

:

سلام
من نوشته هاي شما را خواندم ولي با عرض تاسف بايد به شما تركها بگويم كه در حق ما فارسها بيشتر از شما اجهاف شده اگر به اكثر استانهاي فارس نشين نگاه كنيد در خواهيد يافت كه شما ها خيلي از نظر امكانات از ما بالا تر هستيد و نرخ رشد بيكاري در اين استانها خيلي بيشتر است .البته بايد خاطر نشان كرد كه بااينكه 60 در صد ايران را فارسها تشكيل مي دهند ولي از نظر پستهاي كليدي كشور در شماها است كه 16 در صد كشور را تشكيل مي دهيد . تاجيك از شيراز

راز نو : تاجيك عزيز ! من فارس هستم . اما مي دانم كه اينكه چند پست كليدي كشور را ترك ها داشته باشند ،‌ به معني عدم محروميت ترك ها نيست .

yunes :

دوباره سلام،
چند تن از دوستان ادعا میکنند که ترکها بیش از سهمشان(از لحاظ جمعیت) پستهای کلیدی رو در دست دارن. به عنوان مشت نمونه خروار دوستان به ما بگن چند درصد وزرا ترک هستن.در ضمن باید خاطر نشان بشم ترکیب جمعیتی ایران به شرح زیر است:
فارس: حدود %28
ترک:آذربایجان،همدان،قشفایی ،شمال خراسان،ترکمن و خلج(قم ساوه اراک) حدود %40
گیلکی مازنی: %10
کرد: %8
لر: %7
عرب: %4
بلوچ: %3
با همه این حرفا ملاک شایسته سالاری است.

فريبا پژوه :

چي بگم...كاش بچه ها زودتر آزاد بشن...

:

انصافا خیلی منصفانه نوشتی
و ای کاش می تونستی به نقده هم بری واقعیتش اینه که مردم خیلی اهمیت قائلند برای زبانشون. توی بیمارستان مردم با گفتن اینکه "ناراحت نباشید در راه زبانشون شهید شدند" به همدیگه دلداری می دادند...

viva4ever :

salam be nazare man dostan on caricature aslan chizi ke bekhad be tork zaban ha tohin kone nadasht mesle tamame kalamate roz mareie khodemon ke az namanaa tosh estefade mikonim tork zaban ha faghat be khodeshon kharidan hamin

:

سلام
امیدوارم دولترمردان ما به جای پاک کردن صورت مسئله و بگیر و ببندهای بیهوده یک بار برای همیشه واقعیت قومی ایران را قبول بکنند. دیگه چطوری بگیم که ما ترک هستیم و می خواهیم در چهارچوب ایران از حق وحقوق یک شهروند که شاید اولینش یادگیری زبان خودمان در کنار زبان فارسی هست بهره مند بشیم. دیگه از این همه هجمه تبلیغاتی و بزرگ نشان دادن فارس و بدوی جلوه دادن اقوام دیگر خسته شده ایم. دیگر از تبعیض های اقتصادی و فرهنگی حالمان به هم می خورد. باور کنید اگر قبول کنیم که ایران از یک قوم تشکیل نشده و دارای اقوام مختلفی هست یکپارچکی و وحدت ما بیشتر هم می شود...

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007