« امنیت ! امنیت ! | صفحه اول | CRASH »

افسردگي جمعي

ديشب وقتي با حنيف ساعتي رفتيم بيرون تا بادي به سرمون بخوره ، رفتيم يه جايي كه تهران زيره پامون بود ؛ از هر دري حرف زديم و وقتي صحبت از زندگي شد و اينكه چرا بايد بود و چرا بايد ادامه داد، حس كردم خالي از هر استدلالي هستم ...

با هم از روزمرگي هامون گفتيم و از اينكه چرا بايد ماند و چرا بايد زيست و حقيقتا حس مي كنم كه روزنه هاي اميد اين روزها عجيب كم نور شده اند .

متقدم آدم ها در اهداف و آرزوهاشون بر دوگونه اند . اكثر شون همه آمال و آرزو و اهدافشون در حريم خصوصي زندگي شون خلاصه مي شه ؛ يعني تلاش براي ساختن زندگي بهتر براي خودشون . اما عده اي از ما ها در كنار حريم خصوصي مون نيمي از آمال و آرزوهامون توي زندگي جمعي مون خلاصه مي شه ؛ روزمرگي زندگي خستمون مي كنه و نياز به فضايي نو براي بودن داريم .

وقتي به آدم هاي دوره و اطرافم مي انديشم ، يه افسردگي جمعي تو اون ها و خودم مي بينم . حقيقتا تو اين ايام دليل براي خوب بودن و شاد بودن گوهري است گرانبها !

كاش مي شد نسبت به اطراف بي تفاوت بود ؛ كاش مي شد نديد ، نشنيد و نيانديشيد اما ...

حس مي كنم بد نيست بياييم بشماريم دلايل خوب بودن را
...
...
...

يه حرف گنجي از چهارشنبه شب همچنان تو گوشم مونده ؛ وقتي كه گفت : خيلي صريح بايد پيشتون اعتراف كنم ؛ نسل ما خيانتي بزرگ در حق نسل شما كرده است ...



نظرات

حمید :

دلیل که میشه برای بودن پیدا کرد! شاید دلیلی که من برای بودن دارم برای تو خنده دار باشه و دلیل تو برای من! اما این بودنه که مهمه

ماريا :

ديگه هيچ دليلي براي بودن قشنگ نيست كاش منهم همون جا بودم و تهران زير پام بود چون حداقل يادم ميافتاد همون جا شايد مدتها قبل خيلي قبل منم دليلي براي بودن داشتم وحالا هيچ
شبي ست تاريك فكر پرواز در سر دارم مي پرم
بي خيال از نرده هاي قفس بگذار يك شب پرواز كنم
تا مرز بودن تا اخر جو
افسوس كه سقف قفس براي من اخر اسمان است

كاوه :

دلايل فردي زيادي براي زندگي ميتواند وجود داشته باشد ولي اگر عنوان نوشته شما را به افسردگي جامعه نخبگان تغيير دهيم واقعيتي بسيار تلخ است كه اميدواريم درست شود. البته بسياري از مردم به فكر روزهاي خوشي هستند كه با عدالت براي آنها مهيا مي‌گردد بي آنكه نياز به زحمت زيادي جز راي دادن داشته باشند!

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007