April 2006 . June 2006
سه شنبه ۹ خرداد ۱۳۸۵" سيستم جامع فيلترينگ و حقوق شهروندي " عنوان ياداشتي از من است كه به بررسي سيستم تازه فيلترينگ در ايران كه تا چند روزه ديگر آغاز به كار خواهد كرد ، مي پردازد . اين ياداشت در شماره امروز روزنامه اعتماد ملي منتشر شده است .
متن كامل اين ياداشت را از اينجا مطالعه كنيد .
شنبه ۶ خرداد ۱۳۸۵این وبلاگی است که برای اطلاع رسانی از آخرین وضعیت مانا نیستانی راه اندازی شده است .
به نظر می رسد مانا نیستانی و مهرداد قاسم فر، قربانی نزاع داخلی بین خبرگزاری جمهوری اسلامی و وزارت ارشاد شده اند .
در تحولات آذربایجان نیز ، در حالی که همه ناآرامی های آن منطقه نیز به پای این دو عزیز نوشته شد ، اما به نظر می رسد در خوشبینانه ترین حالت ، این نا آرامی ها سرباز کردن فریاد فرو خفته قوم ترک ایران زمین پس از سالها سکوت باشد .
سه شنبه ۲ خرداد ۱۳۸۵روزنامه ایران ، ارگان رسمی خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران به دلیل انتشار کاریکاتوری در ضمیمه " ایران جمعه " توقیف موقت شد .
در همین راستا " مانا نیستانی " کاریکاتوریست و مهرداد قاسم فر سردبیر " ایران جمعه " نیز امروز بازداشت شدند .
به نظر می رسد در راستای پروژه برخورد با مطبوعات این بار خودزنی شده است و ارگان رسمی دولت خدمتگزار به دلیل آنچه که توهین به اقوام خوانده می شود ، توقیف شده است . نکته جالب اظهارات وزیر کشور است که قبل از تشکیل دادگاه امروز ، گفته بود : ترسيمكنندهي كاريكاتور توهينآميز امروز بازداشت ميشود .
خبر هادیتونر درباره بازداشت " مانا نیستانی " را از اینجا بخوانید .
خبر ایرنا درباره توقیف " ایران " را از اینجا بخوانید .
دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۸۵
در این شرایط که برای خوب بودن بایدبه دنبال موقعیت ها بود ، دیشب فرصتی دست داد تا به تماشای فیلم crash برنده اسکار بهترین فیلم 2005 بنشینم و حقیقتا باید بگویم که بعد از مدت ها با همه وجود لبریز شدن از حس های خوب .
crash سرگذشت همه ما آدم ها ست . بیانگر سرگشتگی ها و در پی اثبات هویت ها و منیت ها بودن ما آدم ها . crash داستان زندگی آدم های گوناگون در طبقات مختلف اجتماعی است که در تعاملی عادی و در دل روزمرگی های زندگیشون در پی اثبات خود هستند ؛ همه آدم های فیلم وقتی جنبه ناروایشان به رو می آید که تصور می کنند که هویت و منیت آنها مورد تهدید و تحقیر قرار گرفته است و آنها برای اثبات هویت خویش ، دیگری را تحقیر می کنند .شاید جنبه روایی فیلم اشاره به تبعیض تژادی و تبعیض طبقاتی دارد ، اما همه آدم های فیلم سرشار از حس های مشترک و در پی رسیدن به سرگشتگی ها و اثبات هویت های خویش هستند . چندین خانواده که به زیباترین شکل ممکن در داستان در تعامل با یکدیگرند و بیننده به عنوان دانای کل و ناظر خارجی شاهد این تعاملات است که همچون زنجیر در دل یکدیگر قرار گرفته اند .
شاید یکی از زیباترین بخش های این فیلم برای من این بود که یکی از این چند خانواده ، یک خانواده ایرانی هستند ؛ و وقتی در سکانس دوم فیلم دیدم که این خانواده با زبان فارسی با هم حرف می زنند برام بسیار جالب توجه بود . سرشار از حس های خوب بودم وقتی که دیدم در شهری که پر از اقوام گوناگون است - لس آنجلس - یک خانواده ایرانی نیز در این زنجیر قرار داده شده اند و زبان فارسی تنها زبان غیر انگلیسی فیلم است و جالب است که این خانواده ایرانی نیز در دل تبعیض تژادی فیلم قرار می گیرند ، هنگامی که مادر خانواده می گوید : اينها فكر كردهاند كه ما عرب هستيم ، در حاليكه ما فارس هستيم نه عرب !
آدم های crash همانند زندگی همه ما ، آدم های خاکستری هستند که با از حس های متفاوت در درون خود . در شرایطی که منیت و هویت شان به تمسخر گرفته می شود ، دست به هر کار ناروایی می زنند و در جای دیگر جان خود را نیز برای دیگری فدا می کنند .
اين فيلم در بخشهاي زير نامزد دريافت جايزه اسكار در سال 2005 شده بود:
1- بهترين فيلم
2- بهترين كارگرداني براي پل هاگيس
3- بهترين بازيگر نقش دوم مرد براي مت ديلون
4- بهترين تدوين براي هيوز وينبورن
5- بهترين فيلمنامه غيراقتباسي پل هاگيس و رابرت مورسکو
6- بهترين ترانه
و در نهایت موفق به کسب جایزه بهترین تدوین و بهترین فیلم از اسکار 2005 شد .
شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۵ديشب وقتي با حنيف ساعتي رفتيم بيرون تا بادي به سرمون بخوره ، رفتيم يه جايي كه تهران زيره پامون بود ؛ از هر دري حرف زديم و وقتي صحبت از زندگي شد و اينكه چرا بايد بود و چرا بايد ادامه داد، حس كردم خالي از هر استدلالي هستم ...
با هم از روزمرگي هامون گفتيم و از اينكه چرا بايد ماند و چرا بايد زيست و حقيقتا حس مي كنم كه روزنه هاي اميد اين روزها عجيب كم نور شده اند .
متقدم آدم ها در اهداف و آرزوهاشون بر دوگونه اند . اكثر شون همه آمال و آرزو و اهدافشون در حريم خصوصي زندگي شون خلاصه مي شه ؛ يعني تلاش براي ساختن زندگي بهتر براي خودشون . اما عده اي از ما ها در كنار حريم خصوصي مون نيمي از آمال و آرزوهامون توي زندگي جمعي مون خلاصه مي شه ؛ روزمرگي زندگي خستمون مي كنه و نياز به فضايي نو براي بودن داريم .
وقتي به آدم هاي دوره و اطرافم مي انديشم ، يه افسردگي جمعي تو اون ها و خودم مي بينم . حقيقتا تو اين ايام دليل براي خوب بودن و شاد بودن گوهري است گرانبها !
كاش مي شد نسبت به اطراف بي تفاوت بود ؛ كاش مي شد نديد ، نشنيد و نيانديشيد اما ...
حس مي كنم بد نيست بياييم بشماريم دلايل خوب بودن را
...
...
...
يه حرف گنجي از چهارشنبه شب همچنان تو گوشم مونده ؛ وقتي كه گفت : خيلي صريح بايد پيشتون اعتراف كنم ؛ نسل ما خيانتي بزرگ در حق نسل شما كرده است ...
دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۵با خودم قرار گذاشته بودم که بیش تر از یک یاداشت در روز نذارم ، اما حادثه تروریستی دیروز جاده بم - کرمان من را جدا شک زده کرد .
توی یه یاداشتم به نام زخم به این نکته اشاره کردم که بعضی از فیلم ها برای من فراتر از یک فیلم بوده اند و من نمی دانم چرا از دیروز این دیالگ فیلم آژانس شیشه ای همش تو گوشم هست .
وقتی که مامور اطلاعاتی ( رضا کیانیان ) به حاج کاظم ( پرویز پرستویی ) می گه :
امنیت ! امنیت !
این مملکت کی باید رنگ امنیت را به خودش ببینه ؟
این بچه تو کی می تونه برای آیندش برنامه ریزی کنه ؟
...
اخبار خوبی از استانهای شرقی کشور به گوش نمی رسه ، متاسفانه دامنه نا امنی داره به مرکز کشور کشیده می شه ...
بی شک مهمترین و ابتدایی ترین وظیفه دولتها در قبال ملتها ، تامین امنیت جانی مردمان آن کشور است .
برای همه آنهایی که در راه امنیت ایران تلاش می کنند ، آرزوی موفقیت دارم و برای آنهایی که در رویاهای خود به سر می برند ، آرزو دارم که بر روی زمین آیند و به فکر امنیت مردم باشند .
دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۵زمان نمي گذرد ، عمر ره نمي سپرد !
صداي ساعت شماطه ، بانگ تكرار است
نه شنبه هست و نه جمعه !
نه پار و پيرار است !
جوان و پير كدام است ؟ زود و دير كدام ؟
اگر هنوز جوان مانده اي به آن معناست ،
كه عشق را به زواياي جان صلا زده اي .
ملال پيري اگر مي كشد تو را ، پيداست ؛
كه زير سيلي تكرار ،
دست و پا زده اي !
زمان نمي گذرد .
صداي ساعت شماطه بانگ تكرار است .
خوشا به حال كسي ، كه لحظه لحظه اش ، از بانگ عشق سرشار است .
فريدون مشيري
شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۵از زمانی که قرار شد تا با روزنامه " اعتماد ملی " همکاری کنم ، تاکنون دو گزارش و یک یاداشت درباره فناوری اطلاعات و ارتباطات از من در این روزنامه چاپ شده که برآیند نظرات دوستان درباره این گزارش ها تا کنون مثبت بوده است .
به همه دوستانی که به طرق مختلف از من خواسته بودند که درباره ADSL در ایران توضیحاتی بدهم ، پیشنهاد می کنم گزارش من را در صفحه 7 روزنامه اعتماد ملی مورخ پنجشنبه 21 اردیبهشت ماه را مطالعه کنند .
این گزارش را می تونید در اینجا مطالعه کنید
جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۵من اگه به جاي دولت سورپرايز بودم ، امروز را روز ملي" كولر " نام گذاري مي كردم .
امروزجمعه 22 ارديبهشت ، توي تهران بعد از اينكه تابستان در نيمه ارديبهشت يه خودنمايي حسابي كرد ؛ اكثر شهروندان عزيز در پشت بام ها در چالش با كولر هاي خودشون بودند و ما هم به همچنين ...
وقتي رفتم رو پشت بام ، اگه اغراق نباشه روي هر پشت بامي شهرمندان محترم در حال سرويس كولر بودند .
و وقتي به خاطر سوختن پمپ كولر ، رفتم كه پمپ بخرم با صف مشتاقان پوشال ، پمپ ، دينام و تسمه مواجه شدم ... !
اين كولر آبي هم از اون اختراعات خاصه ايراني ها هستا كه خيلي سيستم جالبي داره ؛ چون هموونطور كه مي دونيد در خارج از مرزهاي ايران عزيز، چيزي به نام كولر آبي وجود خارجي نداره ...
بعد تصور كنيد يكي با افتخار و پز به شما بگه كه : من يه كولر آبيه " خارجي " خريدم !!!
دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۵فردا 19 اردیبهشت است و 19 اردیبهشت هر سال ، در روزشمار زندگی من یک رویداد بیشتر در برابر خود نمی بیند : سالروز تولد
در ساعت 9 صبح 19 اردیبهشت 1359 به دنیا آمدم و هنگامی که سند هویت من صادر شد بر روی آن نوشته شده بود : سیامک قاسمی ، به شماره شناسنامه 999 ، صادره از تهران و ...
و اکنون پس از 26 سال به این جا رسیده ام ؛ می دونم چقدر آمده ام و نمی دانم که چقدر مانده است ...
و همیشه سالروز تولد برای من سرشار از حس هایی متفاوت بوده است ؛ حسهایی از جنس شادی و تلخی ...
یک سالی را که از عمرم پشت سر گذاشتم ، فارغ از خوب یا بد بودن آن ، ساله مهمی در زندگی من بود و امیدوارم 19 اردیبهشت امسال فرصتی باشد برای تولدی دیگر ...
در اتاقی که به اندازه یک تنهاییست
دل من
که به اندازه یک عشقست
به بهانه های ساده خوشبختی خود مینگرد
به زوال زیبای گل ها در گلدان
به نهالی که تو در باغچه خانه مان کاشته ای
و به آواز قناری ها
که به اندازه یک پنجره میخوانند
...
جمعه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۵تو مملكتي كه آلبوم " بنيامين " نزديك يك ميلييون نسخه فروش مي كنه ؛ حقيقتا ما به دنبال چه هستيم ؟!
آب در هاون مي كوبيم ... ؟
سه شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۵اگر یه روز از خواب بیدار شدید و شنیدید که " برانکو ایوانکوویچ " شده معاون وزیر مسکن ، خیلی تعجب نکنید ؛ اینجا ایرانه … !
اگر یه روز از خواب بیدار شدید و شنیدید که " عادل فردوسی پور " شده نماینده ایران توی سازمان ملل ، خیلی تعجب نکنید؛ اینجا ایرانه … !
اگر یه روز از خواب بیدار شدید و شنیدید که " علی پروین " شده عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی ، خیلی تعجب نکنید ؛ اینجا ایرانه … !
اگر یه روز …
من تصور می کنم که یکی از سیاست های اصلی دولت احمدی نژاد ، اینه که مردم برای رفاه بیشتر و داشتن سوژه های خوب برای خنده ، همیشه باید " سورپرایز " بشن .
دیروز آقای " یزدانی خرم " پس از 18 سال ریاست بر فدراسیون والیبال ، شد رئیس فدراسیون کشتی !!!!
به یابنده " پرتقال " به قید قرعه جوایز نفیسی اهدا خواهد شد .
خود " یزدانی خرم " دیروز گفته : دولت احمدی نژاد کار عجیب زیاد می کند ، این هم یکی اش !
در همین راستا تا اطلاع ثانوی به همه افراد مسن و بیماران قلبی وعروقی پیشنهاد می شود که اخبار مربوط به " دولت سورپرایز " را به هیچ وجه پی گیری نفرمایند …

January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005