سرو قد افراشته
تا كجاي مي برد اين نقش به ديوار مرا
تا بدانجا كه فرو مي ماند
چشم از ديدن و لب نيز ز گفتار مرا
اين چه حزني است كه در همهمه كاشيهاست
جامه سوگ سياووش به تن پوشيده است
اين طنيني كه سرايند خموشيها، در عمق فراموشيها
و به گوش آيد از اين گونه به تكرار مرا
سبزي سرو قد افراشته كاشمر است
كز نهان سوي قرون
مي شود در نظر اين لحظه پديدار مرا
....
شعر : شفيعي كدكني
عكس : سيامك قاسمي
