دانشگاه و گورستان
روزي دوستي به من گفت كه ايران مثل مسجد مي ماند ، وقتي از او علت را پرسيدم بهم گفت براي آنكه همه عزاداري هاشون را توي ايران مي گيرند .
و حالا ايران ما در راه تبديل شدن به گورستاني است به اندازه يك كشور !
امروز عصر به وا سطه اينكه خواهرم عضو هيئت علمي دانشگاه شريف است ؛ خبردار شدم كه درگيري هاي گسترده اي در اعتراض به دفن چند شهيد گمنام در دانشگاه شريف بين دانشجويان و نيروهاي انصار و گارد ويژه و گروههاي فشار عزيز شكل گرفته است و با باتوم و گاز اشك آور به دانشجويان حمله شده است و دوستان و عزيزان ما به جرم اينكه نمي خواستند دانشگاهشان به گورستان تبديل شود مورد هجمه قرار گرفته اند .
براستي چرا ؟
آيا دفن شهيدان در حريم دانشگاه حفظ ارزش است . چرا دوستان ما عادت كرده اند كه نمادهاي ارزشمند را در مقابل يكديگر قرا ر دهند ؟ هم شهيد مقدس است و هم حريم دانشگاه ولي آيا دوستان به اين فهم نرسيده اند كه هر ارزشي در زمان و مكان خود معني پيدا مي كند .
هميشه به اين اصل اعتقاد داشته ام كه بهترين روش براي نابود كردن هر ارزشي دفاع بد از آن است . براستي جوان بيست ساله اي كه نمي خواسته دانشگاهش به فضاي حزن و اندوه تبديل شود و در اين مسير به نام دفاع از شهيد باتوم مي خورد و ناسزا مي شنود ، چه حسي نسبت به شهيد و شهادت پيدا مي كند .
تا كي ازهمه مقدسات در راه منافع خود هزينه مي كنيم . آيا جز اين است كه بزرگترين جفا را به دين ، دين داران كج انديش مي كنند ! بيش از همه از اين دلگيرم كه اين همه تازه از نشانه هاي سحر است ... !
و به همه دوستانم كه در اين در گيري ها صدمه ديده اند مي گويم كه دوستان من صبور باشيد كه اين دوره گردان هميشه به اين منوال نمي ماند و ياد بگيريم كه مدرن اعتراض كنيم و جواب مشت را با مشت ندهيم و گاندي وار دوشمنان و كينه توزان را با مهر خود از پاي در آوريم و چه شيرين بود آن هنگام كه شنيدم نلسون ماندلا پس از بيست و اندي سال اسارت در زندان ، پس از آزادي به نخستين جايي كه رفته ، منزل زندانبان خود بوده و با ديدن او ، وي را در آغوش گرفته و او را بوسيده و گفته : من از تو هيچ كينه اي به دل ندارم ؛ بيا گذشته را فراموش كنيم و به فكر آينده وطن خود باشيم ...
به راستي كه اين اوج كرامت يك انسان است ...
در همين زمينه :
گزارش کامل تشنج در دانشگاه شريف بر سردفن شهدای گمنام
