« شعر و فلسفه | صفحه اول | شطرنج روزگار »

چون تو جانان منی ...

چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود
چون تو در کس ننگری کس با تو همدم کی شود

گر جمال جانفزای خویش بنمایی به ما
جان ما گر در فزاید حسن تو کم کی شود

دل زمن بردی و پرسیدی که دل گم کرده ای
این چنین طراری ات با من مسلم کی شود

چون مرا دلخستگی از آرزوی روی توست
این چنین دلخستگی زایل به مرهم کی شود

غم از آن دارم که بی تو همچو حلقه بر درم
تا تو از در درنیایی از دلم غم کی شود

خلوتی می بایدم با تو زهی کار کمال
ذره یی هم خلوت خورشید عالم کی شود

عطار - دیوان اشعار



نظرات

:

احساس می کنم با طنین گرم صدای استاد شجریان دارم، شعرهایی رو که نوشتی می خونم
خوشحالم که میبینم هنوز خیلی از این فضا فاصله نگرفتی!...

banoyeordibehesht :

omid be behbodi aghaye ghasemi

maryam :

و استاد شجريان با صدايی ملکوتی تو را به عرش می برد. هميشه با اين شعر و اين صدا از خود بی خود شده ام و اشک هايم بی اختيار جاری می شوند.

Anonymous :

از سرت زياديه.بايد سفت مي چسبيديش كه الان به چه كنم چه كنم نمي افتادي سيا.

:

mano migggggii??

maria :

چون مرا دلخستگی از آرزوی روی توست
این چنین دلخستگی زایل به مرهم کی شود
اين نيز بگذرد

:

دل ز من بردی و پرسیدی که دل گم کرده ای
این چنین طراری ات با من مسلم کی شود
دلم برای خیلی چیزها تنگ شده... فقط برام دعا کن که
مثل تو بتونم فراموش کنم
جالبه که هنوز نتونستم فراموش کنم ،نه؟

شخص سوم :

سرودن از گل بی خار ممنوع
شکار کرکس و کفتار ممنوع
شب آمد روی باروها نوشتند
بلندی جز برای دار ممنوع

م.ا :

همه عمربرندارمسر از این خمارمستی/ که هنوز من نبودمکه تو در دلم نشستی
که حضور و غیبت افتد دگران روند و ایند و تو .. همچنان که .. هستی(سعدی)

بفرما :

بی همگان بسر شود بی تو بسر نمی شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود
دیده عقل مست تو، چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو، بی تو بسر نمی شود

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007