« شبکه های شیطانی | صفحه اول | شعر و فلسفه »

یا رب امان ده ...

چندان که گفتم غم با طبیبان
درمان نکردند مسکین غریبان

آن گل که هر دم در دست بادیست
گو شرم بادش از عندلیبان

یا رب امان ده تا باز بیند
چشم محبان روی حبیبان

ما درد پنهان با یار گفتیم
نتوان نهفتن درد از طبیبان

درج محبت بر مهر خود نیست
یارب مبادا کام رقیبان

ای منعم آخر بر خوان جودت
تا چند باشیم از بی نصیبان

حافظ نگشتی شیدای گیتی
گر می شنیدی پند ادیبان



نظرات

متقی :

آن گل که هر دم دردست بادیست
گو شرم بادش از عندلیبان

:

روز شماری آزادی گنجی یادت نره

:

ما درد پنهان با یار گفتیم
نتوان نهفتن درد از طبیبان

این بیت رو فراموش کردید جناب ادیب

m. a :

گر تیغ بارد در کوی آن ماه ماسر نهادیم الحکم لله آیین توبه ما نیز دانیم اما چه چاره با بخت گمراه
مهر تو عکسی برمانیفکند آیینه رویا آه از دلت آه...

maria :

آن گل که هر دم در دست بادیست
گو شرم بادش از عندلیبان
موفق باشي

:

خوبه که درستش کردی

مجيد :

با سلام

ممنون از اين شعر

موفق باشي

حمید :

ی منعم آخر بر خوان جودت
تا چند باشیم از بی نصیبان

piercing :

welcome to piercing-shop.biz

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007