« مرغان دریایی | صفحه اول | دموکراسی »

یک بوس کوچولو

امروز فرصتی دست داد تا پس از مدت ها به تماشای فیلم " یک بوس کوچولو " ساخته بهمن فرمان آرا بنشینم .
یک بوس کوچولو سومین فیلم از تریولوژی – سه گانه – فرمان آرا در موضوع " مرگ " بود .
سه گانه ای که با " بوی کافور ، عطر یاس " آغاز شد ، با " خانه ای روی آب " به اوج رسید و تصور می کنم
" یک بوس کوچولو " سر انجامی باشد برای آن آغاز .
شاید بتونم " یک بوس کوچولو " را از دو منظر ساختاری و محتوایی بررسی کنم . در حوزه ساختاری فیلمی قوی و قابل توجه که شماری از بهترین دست اندرکاران و هنرمندان سینما در آن حضور دارند . حضور" علیرضا شجاع نوری " به عنوان تهیه کننده ، " محمود کلاری " مدیر فیلمبرداری ، " عباس گنجوی " تدوین گر ، " مهرداد میر کیانی " طراح چهره پردازی و ... در کنار بازیگرانی همچون رضا کیانیان ، جمشید مشایخی ، هدیه تهرانی ،جمشید هاشم پور و ... این فیلم را از نظر ساختاری بسیار قوی کرده بود ولی در حوزه محتوایی و معنایی من معتقدم که خلا ها و کاستی هایی در طرح قصه وجود دارد .
ساختارو چهارچوبی که فرمان آرا درفیلم برای طرح دیدگاههای خود ایجاد کرده بود ، به نظر من بستر بسیار مناسبی برای باز کاوی پنجاه سال اخیر تاریخ ادبیات این دیار بود که معتقدم به هدر رفت .
تصور کنید چهارچوب قصه تقابل دو نویسنده بزرگ این دیار هم دوره هوشنگ گلشیری و ابراهیم گلستان است که در سال های کهنسالی دریک سفر روحانی با هم همراه می شوند ...
ولی نگاه خاص فرمان آرا به مرگ قصه را به مسیر دیگری برد و درهمین مسیرهم نگاه فرمان آرا به نظر من جزمی و سیاه و سفید بود . تقسیم آدمها به دو گروه خیر وشر و بیان اینکه برای آدمهای خیر مرگ چون " یک بوس کوچولو " می ماند و اینکه الهه مرگ آدمهای خیر سفید و الهه مرگ آدمهای شر سیاه است ، شاید تکرار همان نگاه همیشگی است .
دیگر آنکه حرکت قصه بر لبه ی رئالیسم و سورئالیسم بیننده را دچار یک دوگانگی در روند قصه می کند .
ولی بی شک ، تلاش برای بیان درد کهنه غربت و بازکاوی ریشه های پررنگ بومی و ملی آدمهایی که شاید بیش از سی سال در خارج وطن زندگی می کنند و همچنین مثل همیشه بازی بی نظیر" رضا کیانیان " و کادربندی های فوق العاده " محمود کلاری " به ویژه در سکانس های پایانی تحسین بر انگیز است .
نکته دیگر اینکه شرح حال و زندگی " محمد رضا سعدی " در فیلم ، تلاش برای باز خوانی زندگی " ابراهیم گلستان " است و به نظر می رسد علت انتخاب عنوان " سعدی " هم اشاره ای تیزبینانه به همین تلاش است .
در پایان اینکه از نظر من از بین این سه گانه ها " خانه ای روی آب " چه از نظر ساختاری و چه از نظر محتوایی قویترین فیلم و یکی از زیبا ترین فیلم ها در حوزه سینمای دینی بود .

این نشسته تو در این خانه پر نقش و خیال
روی از این خانه برو، نقش ببر ، هیچ مگوی !

این هم بگم که من جدا نمی دونم فرمان آرا چه خصومتی با " ابراهیم گلستان " داشته ... !!!!




نظرات

hamid :

بوس کوچولو رو دیدم! خود من هم منتظر بودم یه کم در حوزه ی ادبیات بیشتر بحث بشه! باید خانه ای روی آب و بوی کافور عطر یاس رو هم ببینم تا بتونم بیشتر نظر بدم

ali samadpour :

عزیز جان نگفتم مو شکافانه تر؟
می شه بگی کجای این چند هزار متر سلولید جالب بود؟
می شه چند نمونه از یک کار که ساختارش قوی باشه ولی محتوای ضعیفی داشته باشه بیاری تا من منظورت را بهتر درک کنم؟ یا حتا برعکس؟

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007