صفحه‌ی اول روز نو فتوبلاگ عکس نو پادکست نوای نو لینک‌های روزانه
نوشته‌ی قبلی . نوشته‌ی بعدی
سه شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴

ارغوان

به همه دوستانم توصیه می کنم حداقل یک بار با " ارغوان " سایه همراه شوند ...


ارغوان شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگست امروز؟
آفتابي است هوا؟
يا گرفته است هنوز؟

من درين گوشه كه از دنيا بيرون است،
آسماني به سرم نيست،
از بهاران خبرم نيست،
آنچه ميبينم ديوار است.
آه، اين سخت سياه
آن چنان نزديك است
كه چو بر ميكش از سينه نفس
نفسم را بر ميگرداند.
ره چنان بسته كه پرواز نگه
در همين يك قدمي مي‌ماند.
كورسويي ز چراغي رنجور
قصه پرداز شب ظلماني است.
نفسم ميگيرد
كه هوا هم اينجا زنداني است.


هرچه با من اينجاست
رنگ رخ باخته است.
آفتابي هرگز
گوشه چشمي هم
بر فراموشي اين دخمه نينداخته است.

اندر اين گوشه خاموش فراموش شده،
كز دم سردش هر شمعي خاموش شده،
ياد رنگيني در خاطر من
گريه مي‌انگيزد:
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد مي گريد
چون دل من كه چنين خون آلود
هر دم از ديده فرو ميريزد.

ارغوان
اين چه رازي است كه هر بار بهار
با عزاي دل ما مي آيد
كه زمين هر سال از خون پرستوها رنگين است
وين چنين بر جگر سوختگان
داغ بر داغ مي‌افزايد

ارغوان
پنجه خونين زمين
دامن صبح بگير
وز سواران خرامنده خورشيد بپرس
كي برين دره غم مي‌گذرند؟

ارغوان
خوشه خون
بامدادان كه كبوترها
بر لب پنجره باز سحر غلغه مي‌آغازند،
جام گلرنگ مرا
بر سر دست بگير،
به تماشاگه پرواز ببر.
آه بشتاب كه هم پروازان
نگران غم هم پروازند.

ارغوان
بيرق گلگون بهار
تو بر افراشته باش
شعر خونبار مني
ياد رنگين رفيقانم را
بر زبان داشته باش.

تو بخوان نغمه ناخوانده من
ارغوان،
شاخه همخون جدا مانده من.
امير هوشنگ ابتهاج (ه ا سايه فروردين 1363)

نظرها

man bahane nadaram,gerye daram

shiva سه شنبه، ۱۱ بهمنماه ۱۳۸۴، ۱۱:۱۵ بعدازظهر

سلام شعر قشنگي بود ولي دوست ندارم زياد از اين شعرها بخونم چون افسردم ميكنه.

فرنوش چهارشنبه، ۱۲ بهمنماه ۱۳۸۴، ۰:۲۸ صبح

با تو بودن خیلی وقته که گذشته ، بی تو بودن مثل مهر سرنوشته ، دیگه اسم تو رو هی زمزمه کردن واسه اون نه تو میشه نه فرفی داره ،بارونه از سر شب همش می بباره ، تو گوشش داد می زنه همش می ناله ،دیگه هیشکی مثل اون غربت این جارو نداره ...

شخص سوم چهارشنبه، ۱۲ بهمنماه ۱۳۸۴، ۱۱:۴۳ بعدازظهر

از مدیر وب به خاطر ارغوان تشکر می کنم من سالهاست که با ارغوان همراهم

hamed چهارشنبه، ۱۷ آبانماه ۱۳۸۵، ۶:۱۸ بعدازظهر

سلام
راستش من با همین شعر ه.سایه شروع کردم یعنی ارغوان حتی با شعر جواب این شعر رو دادم منم مثل تو باهاش همراه شدم و زندگی کردم.

nikoo پنجشنبه، ۲ آذرماه ۱۳۸۵، ۷:۲۷ بعدازظهر


بازنشر مطالب این وبلاگ به‌ هر شکل، بدون اجازه‌ی نویسنده، ممنوع است.
All Rights Reserved. - Razeno.com