جشنواره
امشب اختتامیه جشنواره فیلم فجر بود و چیزی که ذهن منو این روز ها به خودش مشغول کرده ، اینه که هرگز توی این چند سال اینقدر بی تفاوت نسبت به جشنواره نبودم .
این حقیقتی است که توی شش ، هفت سال اخیر تو زندگی من ، جشنواره یک نقطه عطف بود و توی این ده روز همه ذهن و دغدغه من فیلم و تاتر و موسیقی بود .
یادمه پارسال بیست و چهار تا فیلم تو جشنواره دیدم و سال قبلش هم به همین ترتیب و ...
و یادمه که می شد تو یه روز پنج تا فیلم ببینم اما امسال ... به یک حس بی تفاوتی عجیبی رسیدم و نمی دونم چرا ... ؟
یاده وقتی به خیر که برای " سک گشی " هشت ساعت و برای فیلم " باران " ده ساعت تو صف وای می ستادم و چه خاطراتی که از این صفها دارم و همینطور یاده زمانی به خیر که دیگه مدرن شده بودیم و می رفتیم با بدبختی کارت می گرفتیم و دیگه با خیال راحت همه فیلم ها رو شخم میزدیم !!
اما امسال ... همه چیز عدد صفر را نشون می دهند و نمی دونم چرا ... ؟
یاده دوست عزیزم " فرهاد " به خیر . یاده همه یاران و دوستانم دراین چند سال به خیر ... جشنواره اتفاق مهمی برای من بود ولی امسال ...
