هم نوا با بم
امروز پنجم دی ماه بود و سالگرد زلزله بم !
دو سال گذشت و من بیشتر از اینکه بخوام از خود این فاجعه یاد کنم ، می خوام از روزهای بعدش یاد کنم که جدا فضای جالبی بود . ما ایرانی ها جدا آدم های جالبی هستیم . هر کسی به هر اندازه ای که می تونست می خواست کاری بکنه و جدا همه فقط یک دغدغه داشتن و اون این بود که چه جوری می تونند کمک کنند .
همه به طرزعجیبی به هم نزدیک شده بودند و ازنمونه های این نزدیکی بی نظیر و اینکه هرکس هرآنچه می توانست انجام می داد ، در عالم موسیقی فقط همین رو براتون بگم که من تونستم ظرف یک هفته هم کنسرت گروه شهنازی برم ، هم کنسرت تک نوازی علیزاده ، هم کنسرت تک نوازی کیهان کلهر و هم کنسرت بی نظیر" هم نوا با بم " شجریان ، علیزاده ، کلهر و همایون که همیشه اعتقاد دارم از بهترین شبهای زندگی من بوده ، شبی که بعد از نه سال می تونستنم رو در رو با شجریان ، به پای صدای او بنشینم و در کنار نغمه های علیزاده و کلهر و همایون و با موسیقی " بی تو به سر نمی شود " و" فریاد " ی که سالها ، بودن در اجرای زنده اون از رویاهای من بود، به اوج برسم.
و در آخر چند سطری رو که استاد حسین علیزاده در آن روزها و به مناسبت کنسرت " هم نوا با بم " سروده بود براتون روایت می کنم :
با بم
با هم زیستند
آفریدند
و با هم رفتند
به کجا ؟!
به کدام دیار با این شتاب
به دیار عشق
به عمق وجود تو
به عمق وجود من
هدیه شان به ما
جانشان بود ،
تا هرگز از یادشان نبریم
و
بخوانیم در وجود هم ،
آوای مهربانی را
