تصور کنید یه آدمی که ...
قبل از هر چیز سپاسگزارم از مهر همه کسانی را که در همین مدت اندک که روزانه های من آغاز به کار کرده ، به وبلاگ من سر زده و نظر داده اند ؛ وسپاس ازمهر آنهایی که سر زده ولی نظری نداده اند و حتی سپاس ازمهر همه آنهایی که هنوز به وبلاگ من سر نزده اند ...
خیلی سخته آدم تو زندگی، یه آدم مولتی علاقه باشه و اگر در هر کدوم از علائق خودش یه مقدار کم کار بشه، احساس در جا زدن بهش دست بده . من دقیقا نمونه کامل این جور آدم ها هستم .
تصور کنید یه آدمی که مهندس مخابرات هست و می خواد همیشه در گرایش حرفه ای خودش یه آدم به روز و قوی باشه و برای این کار باید بی نهایت وقت بذاره ...
تصور کنید یه آدمی که به کار تشکیلاتی و سیاسی اعتقاد داره و می خواد همیشه در تشکیلاتی که در آن هست یه آدم ایدئولوگ و قوی باشه و برای این کار باید بی نهایت وقت بذاره ...
تصور کنید یه آدمی که پر از دغدغه هایی در حوزه مسائل سیاسی- اجتماعی هست و برای سر و سامان دادن به این دغدغه ها باید خیلی مطالعه کنه و می خواد یادداشت هایی را در این حوزه ها بنویسه و برای این کار باید بی نهایت وقت بذاره ...
تصور کنید یه آدمی که خیلی جدی به سینما و تاتر علاقه داره و با یکی از نزدیکترین دوستانش که کارگردان هست ، برای فیلمش طرح اولیه فیلمنامه می ده و اونو همراهی می کنه در نوشتن فیلمنامه فیلمش و می خواد مشاور او باشه در ساخت فیلمش و برای این کار باید بی نهایت وقت بذاره ...
تصور کنید یه آدمی که خیلی جدی به موسیقی سنتی علاقه داره و همیشه این موضوع که چرا نواختن " تار" و ادامه نداده اذیتش می کنه و می خواد کار تئوریک در این زمینه ها انجام بده و می خواد یادداشت هایی را در این حوزه بنویسه ومثلا الان مدتی هست به عزیزی قول داده، سی سوال درزمینه موسیقی برای مصاحبه با استاد شجریان فراهم کنه و برای این کار باید بی نهایت وقت بذاره ...
تصور کنید یه آدمی که پر از مهر و مهر ورزی هست و برای این کار باید بی نهایت وقت بذاره ...
تصور کنید یه آدمی که یه خانواده گرم و دوست داشتنی داره و می خواد اونا رو از خودش راضی نگه داره و برای این کار باید بی نهایت وقت بذاره ...
تصور کنید یه آدمی که یه عالم دوست دوست داشتی و عزیز داره و می خواد اونا رو از خودش راضی نگه داره و برای این کار باید بی نهایت وقت بذاره ...
و ازهمه مهمتر اینکه تصور کنید همه نزدیکان اون آدم ، اونو فقط درهمون حوزه مورد اشتراک با خودشون می بینند ودر نتیجه بی نهایت از اون انتظار دارند و اون آدم برای این کار باید بی نهایت ، بی نهایت ، بی نهایت وقت بذاره ...
یه روز یه دوستی به اون آدم گفت : تو خیلی چیزها روتو زندگی خوب یاد گرفتی ، اما خوب زندگی کردن رو یاد نگرفتی ... !!
و حالا تصور کنید که یه آدمی که به وبلاگ نویسی علاقه پیدا کرده و می خواد یه وبلاگ نویس خیلی خوب بشه و برای این کار باید بی نهایت وقت بذاره ...
ببخشید الان ساعت چنده ؟؟؟
