« سپاس | صفحه اول | آسمون آبی - 1 »

تصور کنید یه آدمی که ...

قبل از هر چیز سپاسگزارم از مهر همه کسانی را که در همین مدت اندک که روزانه های من آغاز به کار کرده ، به وبلاگ من سر زده و نظر داده اند ؛ وسپاس ازمهر آنهایی که سر زده ولی نظری نداده اند و حتی سپاس ازمهر همه آنهایی که هنوز به وبلاگ من سر نزده اند ...

خیلی سخته آدم تو زندگی، یه آدم مولتی علاقه باشه و اگر در هر کدوم از علائق خودش یه مقدار کم کار بشه، احساس در جا زدن بهش دست بده . من دقیقا نمونه کامل این جور آدم ها هستم .

تصور کنید یه آدمی که مهندس مخابرات هست و می خواد همیشه در گرایش حرفه ای خودش یه آدم به روز و قوی باشه و برای این کار باید بی نهایت وقت بذاره ...

تصور کنید یه آدمی که به کار تشکیلاتی و سیاسی اعتقاد داره و می خواد همیشه در تشکیلاتی که در آن هست یه آدم ایدئولوگ و قوی باشه و برای این کار باید بی نهایت وقت بذاره ...

تصور کنید یه آدمی که پر از دغدغه هایی در حوزه مسائل سیاسی- اجتماعی هست و برای سر و سامان دادن به این دغدغه ها باید خیلی مطالعه کنه و می خواد یادداشت هایی را در این حوزه ها بنویسه و برای این کار باید بی نهایت وقت بذاره ...

تصور کنید یه آدمی که خیلی جدی به سینما و تاتر علاقه داره و با یکی از نزدیکترین دوستانش که کارگردان هست ، برای فیلمش طرح اولیه فیلمنامه می ده و اونو همراهی می کنه در نوشتن فیلمنامه فیلمش و می خواد مشاور او باشه در ساخت فیلمش و برای این کار باید بی نهایت وقت بذاره ...

تصور کنید یه آدمی که خیلی جدی به موسیقی سنتی علاقه داره و همیشه این موضوع که چرا نواختن " تار" و ادامه نداده اذیتش می کنه و می خواد کار تئوریک در این زمینه ها انجام بده و می خواد یادداشت هایی را در این حوزه بنویسه ومثلا الان مدتی هست به عزیزی قول داده، سی سوال درزمینه موسیقی برای مصاحبه با استاد شجریان فراهم کنه و برای این کار باید بی نهایت وقت بذاره ...

تصور کنید یه آدمی که پر از مهر و مهر ورزی هست و برای این کار باید بی نهایت وقت بذاره ...

تصور کنید یه آدمی که یه خانواده گرم و دوست داشتنی داره و می خواد اونا رو از خودش راضی نگه داره و برای این کار باید بی نهایت وقت بذاره ...

تصور کنید یه آدمی که یه عالم دوست دوست داشتی و عزیز داره و می خواد اونا رو از خودش راضی نگه داره و برای این کار باید بی نهایت وقت بذاره ...

و ازهمه مهمتر اینکه تصور کنید همه نزدیکان اون آدم ، اونو فقط درهمون حوزه مورد اشتراک با خودشون می بینند ودر نتیجه بی نهایت از اون انتظار دارند و اون آدم برای این کار باید بی نهایت ، بی نهایت ، بی نهایت وقت بذاره ...

یه روز یه دوستی به اون آدم گفت : تو خیلی چیزها روتو زندگی خوب یاد گرفتی ، اما خوب زندگی کردن رو یاد نگرفتی ... !!

و حالا تصور کنید که یه آدمی که به وبلاگ نویسی علاقه پیدا کرده و می خواد یه وبلاگ نویس خیلی خوب بشه و برای این کار باید بی نهایت وقت بذاره ...

ببخشید الان ساعت چنده ؟؟؟



نظرات

shahla :

tasavor mikonam dar negaresh e sistemi dar ravaanshenaasi har aadami yek manzoome ast ke baa har yek az manzoome haay e digar e mohit e zendegiash ertebaat e mostaghel daare va vaghti movafagh khaahad bood ke betoone bein e in ertebaataat dorost modiriiat kone va albate ertebaataat e khodesho bar asaas e 2 mehvar tanzim kone,ehsaas e rezaamandi va ehsaas e lezzat az zendegi.tabieist ke in mahaarat o modiriat baa 2 sarmashgh ghaabel e amaliaati shodane, yeki dashtan godrat e na goftan be bazi khaaste haay e khod va digaraan va be ghol e molaanaa aab kam jostan o teshnegi be dast aavardan va digar in sokhan e "ali " ke ghalilon yadoom khairon men kasiren yazool,kaar e kam va modaavem behtar az kaar e ziaad va zavaal pazir ast

فریبا پژوه :

تولد عیسای مهربان رو به تو وبه همه تبریک میگم...
زیاد سخت نگیر,
این نیز بگذرد...

nana :

azize del...eshkale karet injast...mikhay dar har chizi number one bashi...to eshgh varzidan to dost dashtan to kar kardan to bahs kardan...enghadr in number one bodan barat moheme ke kheyli vaghta kheili jaha be birahe miri...yadet bashe ke to Adami hasti ke faghat yek bar zendegi mikoni...faghat yek bar o to dari in yekbar ro dar feshar avordan be khodet baraye behtarin bodan dar har chiz az beyn mibari...Zendegi kon...be behtarin shekle momkene ama khodeto azar nade baraye behtarin bodan.

هستي :

سيامك جون
تصور كن يه آدمي همه اين دغدغه هايي كه تو داري رو هم داشته باشه و يا شايد هم يه كمي بيشتر ، خودش هم مونده باشه كه از بيست و چهار ساعت چي رو به كي و چي اختصاص بده ، مگه ميتونه راهي داشته باشه ؟

shiva :

از لبخندش خون می چکد
بر اینه ای مرده
ملحفه اسمان خونین است
خورشید
بر تخت بیمارستان
پاشویه میشود...
علیرضا قزوه
فکرمی کردم حرف جدیدی میشنوم!
و جسارت انتخاب/جسارت کنارگذاشتن اینجا نقطه ای است که باید پذیرفت حفظ همه چیز امکان پذیر نیست...

:

من هم براین باورم که نعمت زنده بودن یکبار بیشتر به انسان اعطاءنمیشه و همین زندگی را دشوار ولی در عین حال زیباو خواستنی میکنه!
من براین باورم که خوب زندگی کردن یک هنر،که باید آموختش...وتنهاراه آموختنش، زندگی کردن...!
آموختن این هنر متفاوته چون نوع زندگی کردن ها متفاوته!
و تفاوت ،خاصیت هنر...
اگه بهت گفتم که هنرزندگی کردن را یادنگرفتی نگران نشو
چون هنوز فرصت زیادی برای زندگی کردن داری...
من یکی از حوزه های حذف شده از زندگیت هستم وشاید قربانی
یادگرفتن های تو!...
وتنها می تونم برات آرزوکنم که در حوزه های دیگه زندگیت موفق باشی...
این دغدغه همه ما آدمهاست که نکنه یک روز به خودمون بیاییم و ببینیم این همه سال راه رابه اشتباه اومدیم...! و میدونم که این یکی از دغدغه های همیشگی تو بوده...
امیدوارم با آموختن هنرزندگی کردن هیچوقت چنین حسی را تجربه نکنی...
"زندگی تجربه شب پره در تاریکیست..."

mehdi :

salam siamak jan
mibinam ke faaltar shodi
movafaghiateto dar tamame arsehaye zendegi az khodavand khastaram

Sima :

خب آره دیگه. زندگی همینه. اصلا همینه که قشنگش می کنه. این که به کلی از چیزهایی که می خواهی نمی تونی برسی! اما فکر نکن همه ی نزدیکانت نمی دونند که تو چقدر علایق متفاوتی داری.

wzgsnr :

fafpfhefpyxcxrdzqmxjcgokcpzrdksbp
link http://xryfh.lbnolxc.com

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007