سرخی تو از من ، زردی من از تو !

سرخی تو از من ، زردی من از تو !

در نوزدهم اردیبهشت پنجاه و نه در تهران بودنی را آغاز کردهام که پایانش را نمی‌دانم‏‎.‎
جمع اضدادم! با آنکه مهندسی خواندهام و گرایش تخصصیام ارتباطات، فناوری اطلاعات و ICT است، ‏اما همیشه گوشه ای از وجودم در گرو فرهنگ و هنر بویژه موسیقی، سینما و ادبیات بوده است و گوشه ای دیگر ‏در گرو نوشتن درباره سیاست، اجتماع و آیندهی ایران‎.‎
در ظاهرم چیزی هویدا نیست، اما روزگار را در تلاطم بین حسهای گوناگون و گاه متضاد‎ ‎سپری می کنم.
راز نو دریچهی نگاه من است به دنیای پیرامون‎.



  • یک تشکر ساده ! - بارباماما
  • دکتر حسابی و عوام گرایی ما - بارباماما
  • حسین علیزاده : موسیقی ایرانی گرفتار وابستگی‌هایی کورکورانه است - رادیو زمانه
  • صدای پای گربه - عطا مهاجرانی
  • انتخابات : حق یا وظیفه ؟ - گلنسا ( پوپک صابری )
  • ايران در هفته‌اى كه گذشت - دویچه وله
  • چراغ ها را خاموش نمی کنند - عطاء مهاجرانی
  • در ایران چه خبر است ؟ - عباس عبدی
  • آقای عنان لطفا در ایران بمانید !!
  • کدام جامعه اخلاقی
  • 21 اردیبهشت 87

    استاد فرهنگ معیری پیشکسوت چهره پردازی ایران ساعت 11:30 امروز شنبه 21 اردیبهشت در حالی که مدت‌ها از بیماری ريه وعوارض كبدي رنج مي‌برد ، بر اثر ایست قلبی در سن 65 سالگی در منزل خود در تهران دار فانی را وداع گفت.

    بر طبق وصيت‌اش، آن مرحوم در روستاي «واريان» در جاده چالوس اطراف سد كرج به خاك سپرده خواهد شد.

    ابوالفضل معیری با نام اصلی فرهنگ معیری سال 1322 در شهر مرند متولد شد و عضو گروه چهره‌پردازدان سینما و مدیر آموزشگاه چهره‌پردازی آینه در آینه بود. معیری اخیراً تمام فعالیت خود را به تدریس در این آموزشگاه معطوف کرده بود.

    او فعالیت سینمایی خود را با فیلم "خاتون" احمد شیرازی به عنوان چهره‌پرداز در سال 1345 آغاز کرد و در حدود 30 فیلم از جمله گناه من ، صبحانه‌ای برای دو نفر ، سگ‌کشی ، اشک سرما ، رخساره ، روانی ، لژیون ، آقای بخشدار ، افعی ، دوران سربی ، مادیان ، مسافران ، باشو غریبه کوچک ، شاید وقتی دیگر ، سرباز ، کلاغ و ... طراح گریم و گریمور بود.

    فرهنگ معیری برای فیلم "سگ‌کشی" در نوزدهمین دوره جشنواره فیلم فجر و پنجمین دوره جشن خانه سینما نامزد جایزه بهترین چهره‌پردازی شد. همچنین برای فیلم "اشک سرما" هم در هشتمین جشن خانه سینما نامزد بهترین چهره‌پردازی بود.

    در گذشت استاد معیری را به دوست عزیزم " حنیف مرزوعی " که داماد آن مرحوم می باشد و همچنین به فرنوش عزیز دختر آن مرحوم صمیمانه تسلیت گفته و از خداوند برایشان صبر آرزو دارم .

    در همین زمینه :

    فردا از خانه‌ي سينما ،
    هنرمندان پيكر «فرهنگ معيري» را به روستاي «واريان» بدرقه مي‌كنند - ایسنا

    چهره‌پرداز پیشکسوت سینما و تلویزیون ایران درگذشت - مهر

    19 اردیبهشت 87

    تقویم می گوید امروز نوزدهم اردیبهشت است و دقیقا بیست و هشت سال قبل در ساعت 9 صبح روز نوزدهم اردیبهشت ماه سال 59 در بیمارستان آپادانای تهران به دنیا آمدم . همین ... !


    برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم
    که چراغ ها و نشانه ها را
    در ظلماتمان ببیند

    گوشی که صداها و شناسه ها را
    در بیهوشی مان بشنود

    برای تو و خویش
    روحی که اینهمه را در خود گیرد و بپذیرد
    و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد
    و بگذارد از آن چیز ها که در بندمان کشیده است سخن بگوییم ... !


    مارگوت بیکل
    ترجمه:احمد شاملو

    17 اردیبهشت 87

    برای کسی که شیفته ی موسیقی سنتی باشد ، شاید زندگی در تهران که به نوعی خاستگاه این موسیقی است بتواند بهترین شرایط را برای استفاده از آثار بزرگان این موسیقی فراهم آورد اما زندگی در کشوری که موسیقی و هنر در آن همواره جرم محسوب شده است ، سبب شده است که علاقمندان به موسیقی در اسن سالها چه مرارت ها که برای دیدن و شنیدن آثار بزرگان این موسیقی کشیده اند .

    شاید اگر در دل اروپا بخواهید آثار تصویری از بزرگان موسیقی کلاسیک را مشاهده کنید این آثار را می توانید به راحتی با بالاترین کیفیت ضبط و تکثیر از فروشگاه های خاص موسیقی تهیه کنید ، اما من سالهایی را به خاطر می آورم که برای تهیه فیلمی از کنسرت های بزرگان موسیقی ایران همانند شجریان و علیزاده و لطفی و ... پاساژ ها و کتابفروشی ها و زیر زمین های خیابان انقلاب را با مرارت تمام می گشتیم تا شاید اثری با پایین ترین کیفیت ممکن بتوانیم تهیه کنیم و ماه ها با آن فیلم ها زندگی کنیم !

    به جرات می توانم بگویم که آثار تصویری که از موسیقی ایران بصورت رسمی منتشر شده است از انگشتان دو دست فرا تر نرفته است و در تمامی این سالها ، فیلم هایی که با دوربین های دستی و بصورت قاچاقی و با پایین ترین کیفیت ممکن فیلمبرداری شده است تمام دلخوشی ما در دیدن این آثار بوده است . و به نوعی در سالهای اخیر با دسترسی به اینترنت و سایت های اشتراک گذاری فیلم ها همانند یوتیوب و ... به نوعی دسترسی به این فیلم های راحتر شده است .

    ویدئوی زیر ، قطعه ای است از سری کنسرت های استاد شجریان ، استاد علیزاده ، کیهان کلهر و همایون شجریان که در این قطعه تصنیف " پروانه شو ، پروانه شو " از ساخته های حسین علیزاده که بعدها توسط گروه هم آوایان اجرا و در آلبوم به تماشای آبهای سپید منتشر شد ، توسط استاد شجریان و همایون شجریان اجرا شده است . پیشاپیش از پایین بودن کیفیت تصاویر که به دلایل ذکر شده است ، عذرخواهی می کنم .

    16 اردیبهشت 87

    این روزها که نمایشگاه بین المللی کتاب تهران درحال برگزاری است و رسانه های رسمی دولتی از حضور میلیونی مردم با فرهنگ ایران در این نمایشگاه سخن می گویند ، بهتر است دوباره به این بیاندیشم که آیا مردم ایران مردم با فرهنگی هستند ؟

    اصولا فرهنگ در همه جای دنیا شاخصه ها و پارامتر های اندازه گیری مشخصی دارد و شاید یکی از مهمترین پارامترهای بررسی میزان فرهنگ در جوامع ، مقایسه آماری شاخص مطالعه و تیراژ کتاب در این کشورها است .

    با قاطعیت می توان گفت که ایرانی ها کتاب نمی خوانند ! براساس اعلام رئیس سازمان کتابخانه ملی ایران، هر شهروند ایرانی در شبانه‌روز تنها دو دقیقه از وقت خود را به خواندن کتاب اختصاص می‌دهد که این میزان در مقایسه با کشورهای توسعه یافته همانند ژاپن و یا انگلیس که سرانه مطالعه در حدود 90 دقیقه در روز است و یا در مقایسه با کشورهای در حال توسعه ای همانند ترکیه یا مالزی که این عدد نزدیک به 55 دقیقه در روز است ، سرانه مطالعه در ایران چیزی در حد فاجعه است !

    29049BE3F5C34921A9C0780945B727F4.jpg

    آری ! مردم با فرهنگ ایران کتاب نمی خوانند ! در مقایسه با کتابخانه ها ، ورزشگاه ها، آرایشگاه ها، گیم نت ها، مناطق گردشی و ... شلوغ و پرترافیک هستند. مردان سرزمین با فرهنگ ایران زمین، قلیان را بر کتاب ترجیح می دهند و فاجعه آمیز تر از سرانه مطالعه در ایران ، سرانه تیراژ کتاب در ایران است ! سرانه تیراژ کتاب در ایران نزدیک به 2000 کتاب برای هر عنوان است که این آمار در کشوری همانند مصر 70 هزار کتاب برای هر عنوان است !

    اما برای من آنچه که جالبتر به نظر می رسد آن است که اصولا چرا حضور یک میلیون نفر در نمایشگاه کتاب تهران ، شاخصه فرهنگ در جامعه ایران به شمار می رود . تصور می کنم که حرکت های توده وار و میزان بازدید از یک نمایشگاه هیچگونه ارزش آماری ندارد . اما متاسفانه همانطور که حضور میلیونی در راهپیمایی ها را مسوولان حکومتی ایران نشانه رفراندوم و تایید سیاست های جاری تعبییر می کنند ، حضور پر شور در نمایشگاه و ترافیک های اطراف محل برگزاری نمایشگاه را هم نشانه با فرهنگی مردم ایران می دانند !

    اما اگر بخواهیم بی پرده سخن بگوییم ما ایرانی ها چندان مردمان با فرهنگی نیستیم چون در شبانه روز فقط 2 دقیقه زمان برای مطالعه صرف می کنیم . اگر ملاک با فرهنگی مردم ایران همین ابنیه ها و آثار تاریخی باقی مانده از گذشته است که باید گفت ما ایرانی ها مردمان با تاریخی هستیم و نه با فرهنگ !

    اصولا ملتی که کتاب نمی خواند در مرداب نا آگاهی و بی فرهنگی فرو می رود و در گذشته خود درجا می زنند. بحران توسعه در ایران رابطه مستقیم با کتابخوانی ایرانیان دارد . چگونه می تواند جامعه ای پیشرفت کند در حالی که مردمان آن زحمت اندیشیدن و مطالعه را به خود نمی دهند؟ متاسفانه واقعیت این است که مغز ایرانی ها سالهاست که زنگ زده است !

    اما دلیل این عدم مطالعه چیست ؟ شاید به نوعی می توان گفت که ما ایرانی ها دارای فرهنگ شفاهی هستیم ، اما متاسفانه تعبیر دیگر داشتن فرهنگ شفاهی آن است که ما ایرانی ها فقط حرف می زنیم ! در تمامی این سالها هرگاه که صحبت از توسعه پایدار و لزوم توجه بیشتر به توسعه فرهنگی و اجتماعی به عنوان زیر بنای توسعه سیاسی شده است ، همه این شعارها تنها در حد حرف باقی مانده است .

    13 اردیبهشت 87

    اگر بخواهیم بدانیم که اعظم علی خواننده ایرانی الاصل و رامین ترکیان چگونه با موسیقی رابطه برقرار کرده اند، باید به نام گروه موسیقی آنها توجه کنیم . گروه موسیقی نیاز ، بیانگر نیاز آنها به موسیقی است که فراتر از تمام مرزهای فرهنگی و جغرافیایی است . سبک موسیقی ای که آن را " جهانی دیگر " نیز نام داده اند .

    ابتدا توصیه می کنم که بر روی play در لینکهای زیر کلیک کنید و این ویدئوها از " گروه نیاز " را مشاهده کنید :




    اعظم علی خواننده موسیقی پایانی فیلم ماتریکس و خواننده ترانه های متن فیلم سیصد در ایران متولد شده است و از سن چهار سالگی در هندوستان رشد و تحصیل نموده، فرهنگ و موسیقی غنی این شبه قاره را در مدت این دوران به خوبی جذب کرده است.

    اعظم در سال 1985 به لوس آنجلس رفت و به زودی زیر نظر استاد منوچهر صادقی، به نواختن سنتور پرداخت. این فعالیتها در راه آموختن موسیقی، به کشف صدای آوازیش منجر شد و او در خواندن، به آزادی و خلاقیتی دست یافت که راه ارتباطی او و نابترین شیوه بیان درونیاتش، شد.

    او به یادگیری صحیح چندین سبک و سنت خوانندگی - از جمله موسیقی کلاسیک غربی، اروپای شرقی و هندی - پرداخت زیرا منتهای آرزوی او نمایش کامل قابلیتهای صدای انسان بود و او میخواست تا جایی که امکان دارد، انواع سبکها را بیاموزد. در نهایت وی توانست شیوه ای برای نوشتن ترانه های خود بیابد که تحت تاثیر آوازهای هندی، خاور میانه، بلغاری و اروپای غربی و بیش از هر چیز ترانه های فولکلور فارسی و غزلهای هندی بود.

    در ابتدا او موسیقی را برای اشعار سروده خودش میسازد و سپس با رعایت کامل قواعد آوازی، میخواند و برای دست یابی به زبانی جهانی، تا جایی که ممکن است از صدای خود مانند یک ساز استفاده میکند و به کمک آن تمام مرزهای بشری را پشت سر میگذارد.

    اعظم علی در مصاحبه ای با بی بی سی درباره حضورش در موسیقی فیلم سیصد با بیان اینکه در مراحل انجام کار هرگز فیلم را به طور کامل ندیده بوده است تاکید کرده بود که تصور می کرده در موسیقی فیلمی فانتزی آواز می خواند و به همه ایرانی ها توصیه کرده بود که سیصد را جدی نگیرند !

    اعظم علی در سال 2005 به اتفاق رامین ترکیان نوازنده و از بنیان گذاران گروه Axiom of Choice ، گروهی تشکیل دادند تا با ساختن موسیقیی که خودشان آنرا "موسیقی جهانی برای قرن بیست و یکم" نام نهاده اند، به هدف خود که شکستن مرزهای زبانی و فرهنگی است، دست یابند.

    این گروه که همانطور که گفته شد "نیاز" نام دارد موفق شد در اولین آلبوم خود به همین نام، با موسیقی منحصر به فرد خود، به بهترین شکلی ترکیبی از موسیقی سنتی جهان و موسیقی الکترونیک را به وجود بیاورند.

    ترکیان در جایی گفته است : "ما میخواستیم موسیقیی را به وجود آوریم که هم برای جوامعی که موسیقیشان الهام بخش این آلبوم بوده است- فارسی، ترکی و هندی- قابل درک باشد و هم برای مخاطبین دیگر."

    " ما امیدواریم که این موسیقی از مرزها عبور کند. موسیقی سنتی ما با سازهای آکوستیک است که محصول آن یک موسیقی خودمانی و با حسی درونگرایانه است. ما برای این آلبوم به دنبال چیزی برون گرایانه تر بودیم و باید مسیر تازه ای را امتحان میکردیم."

    8 اردیبهشت 87

    دیروز از طریق بعضی نظراتی که در این وبلاگ قرار داده شده بود ، خبر دار شدم که گویا جمعه شب بخش فارسی صدای آمریکا در برنامه ای به نام شباهنگ ، مطلبی را به نقل از من و وبلاگ راز نو روایت کرده و با نشان دادن یکی از مطالب راز نو در باره مشعل المپیک ، این وبلاگ را به بینندگان خود معرفی کرده است .

    شاید معرفی من و وبلاگ و بیان دیدگاه ها اتفاقی معمول در حوزه رسانه باشد اما بر خود لازم می دانم بر این نکته تاکید کنم که معرفی من و نقل یاداشت های اینجانب در رسانه های گوناگون هرگز به معنی تایید تمامی دیدگاه های این رسانه ها از جانب بنده نیست ! همانطور که اگر روزی خبرگزاری فارس و یا روزنامه کیهان مطلبی را از بنده نقل کنند به معنی تایید دیدگاه های آنان نخواهد بود در این زمینه نیز مشخص است که این معرفی هرگز به معنی تایید دیدگاه های این تلویریون از جانب من نیست .

    به طور مثال از خط سیر یاداشت های این وبلاگ کاملا مشخص است که با اینکه من ، در بعضی زمینه ها منتقد سیاست های حاکم در ایران هستم اما خط مشی سیاسی و اجتماعی این وبلاگ همواره اعتقاد به روشهایی رفرمیستی و اصلاح طلبانه در داخل ایران بوده است . از این رو با بعضی از سیاست های این شبکه تلویزیونی درباره دیدگاه ها و روشها ی سیاسی در حوزه مسائل ایران اختلاف نظر جدی داشته و هرگز دیدگاه های آنان را تایید نمی کنم .

    7 اردیبهشت 87

    سینمای ایران امسال نیز برای چندمین سال پیاپی سهم ناچیزی در بخش های مختلف جشنواره بین المللی کن دارد .

    CANNES08.jpg

    شصت و یکمین دوره جشنواره کن از ۱۴ تا ۲۵ ماه می در جنوب فرانسه برپا می شود. جشنواره بین المللی کن بعد از جوایز آکادمی اسکار مهم ترین رویداد سینمایی جهان قلمداد می شود و به قولی با توجه به اینکه مراسم آکادمی اسکار شکل جشنواره ای ندارد و فیلمی در آن به نمایش در نمی آید ، کن مهمترین جشنواره سینمایی جهان است .

    جشنواره کن امسال نیز به سان سالهای گذشته شاهد حضور جمع کثیری از ستارگان سینمای جهان خواهد بود ؛ فیلم "بچه اشتباهی" آخرین ساخته کلینت ایستوود ، فیلم "تیراندازی در پالرمو" ساخته ویم وندرس و "چه" شرح حال چهارساعته چه گوارا ساخته استیون سودربرگ و همچنین آخرین فیلم از مجموعه فیلم های "ایندیانا جونز" با کارگردانی " استیون اسپیلبرگ " و بازی هریسون فورد نیز در این جشنواره بین المللی فیلم به نمایش در خواهند آمد .

    در بخش خارج از مسابقات، وودی آلن آخرین فیلم عشقی خود را با نام "ویکی کریستینا بارسلون" که پنه لوپه کروز و خاویر باردم، دو بازیگر مشهور اسپانیایی در آن نقش ایفا می کنند، اکران خواهد کرد و نسخه سينمايي رمان پرفروش " کوری " نوشته " ژوزه ساراماگو " به کارگردانی فيلم‌ساز برزيلي " فرناندو ميرلس " در افتتاحیه جشنواره به نمایش در خواهد آمد .

    همچنین کوئینتین تارانتینو، کارگردان صاحب سبک سینمای جهان ، در حاشیه جشنواره امسال ، کلاس های تخصصی آموزشی برای علاقه مندان به رشته کارگردانی برگزار می کند و هدایت هیات داوران جشنواره امسال نیز با شون پن و ناتالی پورتمن و آلفونسو کوارون، کارگردانان یکی از فیلم های هری پاتر خواهد بود و تعیین برنده جایزه معتبر "نخل طلایی" جشنواره کن برعهده این افراد خواهد بود.

    اما در حالی که گمان می رفت امسال پس از سال ها فیلمی از ایران به بخش اصلی جشنواره کن راه یابد، باز هم به روال سال های اخیر سینمای ایران در بخش اصلی نماینده ای ندارد. اما فیلم "ترانه تنهایی تهران" به کارگردانی سامان سالور، یکی از فیلم هایی که از جشنواره فیلم فجر کنار گذاشته شده بود، تنها به یکی از بخش جانبی جشنواره امسال بخش دو هفته با کارگردانان راه یافته است.

    "ترانه تنهایی تهران" ماجرای دو نفر است که شغلشان نصب ماهواره در تهران است. ما در طول فیلم با جزئیات زندگیشان بیشتر آشنا می شویم و رفته رفته به تنهایی آنها پی می بریم. یکی از این نصاب ها، بهروز، قبلا به عنوان رزمنده ای بسیجی در جنگ حضور داشته و به عنوان بی سیمچی خدمت کرده است و نصاب دیگر پسر خاله اوست که علی رغم تحصیلات در زمینه مخابرات بیکار است.

    حضور در کن اولین حضور بین المللی این فیلم است، اما کارگردان آن می گوید که دوست داشت فیلمش اول در تهران اکران می شد، آرزویی که امکان تحققش زیاد نیست.

    جالب آنجاست که ماهواره در سال های اخیر به یکی از موضوعات جذاب برای فیلمسازی در ایران تبدیل شده است و به همان نسبت با واکنش مقام های رسمی ایران نیز روبه رو است. "دایره زنگی" پرفروش ترین فیلم این روزهای ایران نیز به موضوع ماهواره می پردازد که با سانسور بخش هایی از فیلم امکان نمایش پیدا کرد.

    در این فیلم ها موضوع "ماهـواره" به عنوان عاملی برای بیان تضاد بین نمادهای دنیای مدرن همانند اینترنت و ماهواره با ارزش های اعتقادی و سنتی جامعه ایران مطرح می شود . این فیلم ها تلاش دارد این حقیقت پنهان جامعه ایران را که طبقات مختلف اجتماعی ایران از سنتی تا روشنفکری ، با آنکه به بخشی از المان های زندگی مدرن همانند آپاراتمان نشینی و ... خود گرفته اند اما هنوز با فرهنگ زندگی مدرن و مقتضیات و نمادهای دیگر آن در تضاد جدی بسر می برد را روایت می کنند .

    و اینچنین است جشنواره ای که زمانی با حضور کارگردانان جهانی سینمای ایران همانند عباس کیارستمی و جعفر پناهی و خانواده مخملباف ها و ... ، نمایش فیلم های ایرانی در بخش های اصلی جشنواره به یک عادت تبدیل شده بود و این فیلم ها جوایز مهمی همانند نخل طلایی ، جایزه ویژه هیت داوران و ... را از آن خود می کردند ، امروز تنها حضور فیلمی در یکی از بخش های جنبی جشنواره ، تمام سهم سینمای ایران از کن 2008 است .

    1 اردیبهشت 87

    " راز نو " یک هفته ای است که به دلیل پاره ای مشکلات و درگیریهای ذهنی و شخصی من به روز نشده است . از همه دوستانی که پی گیر چرایی به روز نشدن این روزانه ها شده اند عذر خواهی می کنم و از مهر فراوان بعضی مخاطبان راز نو که طی یکی دور روز اخیر از دور و نزدیک با ایمیل و تلفن و ... خواهان به روز رسانی این وبلاگ شده اند سپاسگزارم .

    حتما طی چند روز آینده دوباره آغاز خواهم کرد و پیوسته تر و قوی تر از گذشته ادامه خواهم داد . تا بعد ... !

    24 فروردین 87

    این روز ها که موج دیگری در اعتراض به تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی راه افتاده است و دوستان زیادی برای جمع آوری امضاء برای Petition ای ، متن این اعتراض نامه را از طریق پیام کوتاه و ... برای دیگر دوستانشان برای جمع اوری حداقل یک میلیون امضاء در محکوم کردن اقدام شرکت گوگل در تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی می فرستند ، بهتر دیدم که نکاتی را درباره نام این خلیج بیان کنم .

    با همه احترامی که برای عرق میهن پرسی دوستان و ارزش این حرکت های اعتراضی قائل هستم ، اما معتقدم که این حرکت ها همانند کف روی آب می ماند و اثرگذاری آن هم به اندازه عمر یک حباب است !!

    شگفت زده نشوید ! در اینکه خلیج فارس همیشه خلیج فارس بوده است و در اینکه در این سالها عرب نشینان حاشیه خلیج فارس به ناحق این نام را جعل کرده اند و نام خلیج و یا خلیج عربی را بر آن نهاده اند شکی نیست . اما صحبت من درباره آن است که در رقابت بین کشور ها در مناسبات سیاسی و همچنین در تعیین جغرافیای سیاسی آنچه که تعیین کننده است قدرت است !

    persian%20gulf-1.JPG

    اگر روزگاری در قرن های گذشته ، نفوذ و قدرت امپراطوری پهناور ایران از کشورهای کوچک جنوبی خلیج فارس که در آن روزگار بیشتر بادیه نشین بودند بسیار بیشتر بود و به دلیل همین اعتبار و قدرت زیاد همسایه شمالی خلیج ( ایران ) ، نام این خلیج ، خلیج فارس نام گرفته بود ، امروز طبیعی است که به دلیل ضعف و انزوای فراوان همسایه شمالی خلیج فارس ( ایران ) و قدرت و نفوذ همسایه گان جنوبی ، این خلیج ، خلیج عربی نام گیرد .

    با آنکه می دانم ایرانیان به شدت نسبت به ملت های عرب به دلیل رشد روزافزون آنها در سالهای اخیر و درجا زدن و عقب گرد ایرانیان در طی چند دهی اخیر موضع داشته و دارند اما بررسی شرایط و معیارهای توسعه ای همانند ،درآمد ناخالص ملی ، جذب سرمایه گذاری های خارجی ، نرخ تورم و بیکاری و .... همه و همه به خوبی نشان می دهد که در اوایل هزاره سوم این عربهای بادیه نشین دیروز ، امروز با درک پارامترهای زندگی در دنیای مدرن و استفاده صحیح از ثروتهای طبیعی و درک معیارهای تامل و رابطه با دیگر کشورها ، اثر گذاری شان در مناسبات سیاسی و اجتماعی جهانی در خیلی جهات از ایران بیشتر است .

    اینچنین است که امروز به عنوان مثال ، بزرگترین استادیوم فوتبال در قلب انگستان زادگاه فوتبال به دلیل سرمایه گذاری عرب ها برای ساخت این استادیوم ، امارات نام دارد و خطوط هواپیمایی این کشورها چندین سال است که بالاترین امتیاز را در خطوط و شرکتهای ایرلاین بین المللی دارا هستند و این کشورها سالهاست در صنعت توریسم ، سومین صنعت درآمد زای اقتصاد امروز دنیا، بالاترین نرخ رشد را در سراسر دنیا دارند .

    معتقد هستم کافی است که شرایط دو سواحل در دو سمت خیلج فارس را با یکدیگر مقایسه کنید تا خوبی به چنین نتیجه ای برسید که دلیل حمایت شرکتهای بین المللی همانند گوگل از این جعل خلیج فارس چیست ! با همه احترامی که برای این حرکت های اعتراضی قائل هستم و در همه آنها شرکت می کنم اما معتقدم که این حرکات راه به جایی نخواهد برد . برای اینکه خلیج فارس ، همیشه خلیج فارس بماند نگاهمان باید به دیگر سو باشد !

    به نظر می رسد به جای آنکه جعل نام خلیج فارس را توسط شرکتی همانند گوگل محکوم کنیم ، تلاش کنیم که ایران را از این انزوا و ضعف خارج کنیم ! تا زمانی که این انزوای بین المللی ادامه دارد و تا هنگامی که تحریم ها ایران را به جزیره ی جدامانده از فرایند های و مناسبات بین المللی تبدیل کرده است ، خلیج فارس که هیچ ، من حتی پیش بینی می کنم که در آینده نزدیک نام تخت جمشید نیز به تخت عربی تغییر کند !

    تا زمانی که شرایط سیاسی و بین المللی و اجتماعی ایران اینچنین است و تا وقتی که رشد کشورهای عربی و تاملاتشان با دنیای مدرن به شکل کنونی باشد ، این اعتراض ها تنها دلخوشی ای برای ما و رفع عذاب وجدان از شرایط امروز ایران است . باید تلاشمان را برای رفع تحقیر و انزوای ایران متمرکز کنیم که در غیر این صورت ، در چند سال آینده نام خلیج فارس را باید تنها در کتابهای تاریخ جستجو کرد .

    در همین زمینه :

    دکتر پیروز مجتهد زاده : سه نکته درباره ماجرای گوگل - در متن اعتراضی چند دروغ نهفته است - خبرگزاری مهر

    22 فروردین 87

    دولت چین هنگامی که دو هفته قبل با فرستادن نیروهای مسلح خود به تبت و سرکوب گسترده اعتراض های مردمی در این ایالت جدایی طلب ، 21 نفر از مخالفان را در لهاسا – شهری که اعتراض ها از آنجا آغاز شده بود – کشت ، هرگز تصور نمی کرد که این سرکوب گسترده و تلاش برای بازداشت دالایی لاما رهبر جدایی طلبان تبت ، بازیهای المپیک و بویژه حرکت مشعل المپیک در سراسر دنیا را اینچنین تحت تاثیر قرار دهد .

    چین که با برگزاری المپیک و با پیشرفت اقتصادی گسترده در سالهای اخیر پیش به سوی چین مدرن در حرکت بود ، این روزها به شدت به دلیل استبداد و سرکوب گسترده در این کشور ، زیر فشار افکار عمومی جهان قرار دارد . این اعتراض ها با موضع گیری رهبران دنیا آغاز شد و آنجلا مرکل صدر اعظم آلمان و نیکولا سارکوزی رئیس جمهوری فرانسه شرکت در مراسم المپیک را به دلیل نقض حقوق بشر در چین تحریم کردند و این اعتراض ها و موضع گیری ها همچنان ادامه دارد .

    pic133.JPG
    روشن شدن مشعل المپیک در معبد هیرا در دامنه کوه المپ

    اما اوج این اعتراض ها با روشن شدن مشعل المپیک در یونان و آغاز حرکت مشعل به دور دنیا آغاز شد . جایی که در همان مراسم روشن شدن مشعل در خرابه های معبد هيرا در دامنه کوه المپ ، معترضان به نقض حقوق بشر مراسم را با اخلال مواجهه کردند .

    طی روزهای اخیر این اعتراض ها هنگامی که مشعل وارد شهرهای اروپایی شد به اوج خود رسید است تا جایی که دیروز در جریان حرکت مشعل المپیک در شهر لندن، اعتراضات مدافعان حقوق بشر به اوج خود رسید . مشعل توسط چند نفر حمل شد و در مهمترین حادثه، زمانی که کانی هاگ، یک مجری شناخته شده برنامه های کودکان در تلویزیون بریتانیا، مشعل را در دست داشت، معترضان تلاش کردند مشعل را از دست او بگیرند و در مقطعی دیگر هم از کپسول آتشنشانی برای خ